{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
p26
جونگکوک تک خنده ای کرد:« برام بامزست که اینطوری فکر می‌کنی. مثل وقتایی که یه بچه ی ۵ ساله میگه « من بزرگ شدم، دیگه بچه نیستم. »
تهیونگ از گوشه ی چشم های گشاد شدش می‌تونست میکاپ ارتیست ها که دم گوش هم صحبت میکردن رو بشنوه و زمزمه هاشون رو حس کنه.
اخم غلیظی کرد و سمت گوش جونگکوک خم شد. با لحنی که از خشم پوشونده شده بود گفت:« چرا این کارو می‌کنی؟»
جونگکوک لب هاش رو به گوش تهیونگ نزدیک کرد و طوری که مو به تن تهیونگ سیخ بشه زمزمه کرد:« تلافی میکنم. »
تهیونگ که فاصله ی کم لبش با گوش جونگکوک باعث میشد نفس های داغش برخوردی با گوش جونگکوک داشته باشه زمزمه کرد:« تلافیه چی رو؟»
جونگکوک آهسته گفت:« همه چیز رو. »
تهیونگ عقب کشید. قهقهه ای زد. بعد خم شد و دم گوش جونگکوک زمزمه کرد:«پس منتظرم ببینم چطور می‌خوای تلافی کنی… امیدوارم به اندازه‌ی حرفات، وحشی باشی.»
این بار موی تن جونگکوک بود که سیخ شده بود.
تهیونگ ایستاد. بی اهمیت نسبت به جونگکوک سمت سالن اصلی استادیو حرکت میکرد. این بار نه با لرزش، با وقار قدم بر می‌داشت.
جونگکوک از روی میز پایین پرید. صبر کرد تا فاصله ی تهیونگ با سالن میکاپ زیاد بشه. بعد سمت سالن اصلی حرکت کرد.
آقای مین با صبر و حوصله عکس هایی که گرفته بود رو چک میکرد.
با دیدن تهیونگ و بعد جونگکوک ایستاد و لبخند مهربونی زد. دوربینش رو روی صندلی ای که تا الان روش نشسته بود گذاشت:« عکس هارو چک کردم. تا الان واقعا خوب پیش رفتیم. بریم برای حالت بعدی؟»
تهیونگ که دستش توی جیبش بود سر تکون داد و جونگکوک که دست به سینه ایستاده بود متقابلاً همین کار رو انجام داد.
آقای مین گوشیه قدیمیش رو از جیب شلوار پارچه ایش در آورد.
عکسی از توی گالریش پیدا کرد و با انگشت اشاره ضربه ای بهش زد.
بعد عکس رو سمت جونگکوک و تهیونگ گرفت:« یه همچین حالتی نیاز داریم. »
داخل عکس، خانمی با موهای لخت و شلاقیه مضشکی رنگ روی مبل نشسته بود و سرش در راستای دسته ی مبل بود. مردی با موهای موج دار قهوه ای رنگ دستش رو اطراف اون خانم گذاشته بود و فاصله ی صورتشون چیزی اندازه ی چند نفس بود.
تهیونگ که دستش هنوز هم توی جیبش بود کمی فکر کرد:« و کی نقشه زن رو داره؟»
آقای مین طوری که انگار از قبل برای این سوال آماده بود سریع جواب داد:« من با آقای پارک مشورت کردم. مثل اینکه ایشون قصد داشتن آقای جئون نقش زن رو بازی کنن. »
با این حرف جونگکوک‌ خرد شد.
باید با اون هیکل عضلانی و چهارشونه روی مبل دراز میکشید و سرش رو در راستای دسته ی مبل قرار میداد تا تهیونگ با دستاش اون رو احاطه کنه؟
دیدگاه ها (۲۵)

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p59مثلا جمله هایی از قبیله:« خب چه سودی برای من...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p58۴ ماه بعد حالا ۴ ماه گذشته بود... توی این ۴...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌ادامه ی پارت ۲۱تهیونگ لبخند زد و قدم...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p21تهیونگ دست به سینه ایستاد و نگاهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط