میگویند زمان، فقط عقربههایی است که میچرخند؛ اما برای م
میگویند زمان، فقط عقربههایی است که میچرخند؛ اما برای ما، زمان به رنگِ هفت ستاره معنا شد.
قصــــه از آنجا شروع شد که هفت مسافر، در کوچههای بنبستِ رویا، چراغقوهای در دست گرفتند. نه نقشهای داشتند و نه راهی هموار؛ فقط زمزمههایی داشتند که از قلبشان به قلبِ جهان سفر میکرد.
ما فقط شاهدانِ یک صعود نبودیم؛ ما همسفرانِ این جاده بودیم.
دیدیم چگونه آن نهالهای کوچکِِ لرزان، در توفانهای بیرحم، ریشههایشان را به صخرههای سختِ تقدیر گره زدند.
تکتکِ نوتهایشان، مرهمی شد بر زخمهای کهنهی ما ؛ خندههایشان، نوری شد در اتاقهای تاریکِ تنهاییِ ما ؛ و حالا که به این ۱۳ فصل نگاه میکنم، میبینم که دیگر بحثِ “موسیقــــی” نیست؛
بحثِ «بودن» است.
────୨ৎ──────𓍯𓂃 ֶָ ⋆.·
انگار که سالهاست، در پیلههای خودمان بودیم و صدایِ آنها، همان کلمهی جادویی بود که یادمان آورد میتوانیم پرواز کنیم.
آنها فقط قلــــهها را فتح نکردند، آنها قلبهای ما را به تسخیر درآوردند تا هر وقت که دنیا به بنبست رسید، به یاد بیاوریم که پشتِ هر غروبی، طلوعی است که هفتبار درخشانتر میتابد.
این ۱۳ سال، فقط یک ورق از کتابِ زندگی نیست ؛ این، حکایتِِ یک همقدمیِ ابدی است ؛ قصهای که هیچگاه به پایان نمیرسد، چون تا وقتی آن هفت نفر میخوانند، ما هم هنوز در حالِِ رویا دیدنیم…» ༘⋆
#bangtan #bts
قصــــه از آنجا شروع شد که هفت مسافر، در کوچههای بنبستِ رویا، چراغقوهای در دست گرفتند. نه نقشهای داشتند و نه راهی هموار؛ فقط زمزمههایی داشتند که از قلبشان به قلبِ جهان سفر میکرد.
ما فقط شاهدانِ یک صعود نبودیم؛ ما همسفرانِ این جاده بودیم.
دیدیم چگونه آن نهالهای کوچکِِ لرزان، در توفانهای بیرحم، ریشههایشان را به صخرههای سختِ تقدیر گره زدند.
تکتکِ نوتهایشان، مرهمی شد بر زخمهای کهنهی ما ؛ خندههایشان، نوری شد در اتاقهای تاریکِ تنهاییِ ما ؛ و حالا که به این ۱۳ فصل نگاه میکنم، میبینم که دیگر بحثِ “موسیقــــی” نیست؛
بحثِ «بودن» است.
────୨ৎ──────𓍯𓂃 ֶָ ⋆.·
انگار که سالهاست، در پیلههای خودمان بودیم و صدایِ آنها، همان کلمهی جادویی بود که یادمان آورد میتوانیم پرواز کنیم.
آنها فقط قلــــهها را فتح نکردند، آنها قلبهای ما را به تسخیر درآوردند تا هر وقت که دنیا به بنبست رسید، به یاد بیاوریم که پشتِ هر غروبی، طلوعی است که هفتبار درخشانتر میتابد.
این ۱۳ سال، فقط یک ورق از کتابِ زندگی نیست ؛ این، حکایتِِ یک همقدمیِ ابدی است ؛ قصهای که هیچگاه به پایان نمیرسد، چون تا وقتی آن هفت نفر میخوانند، ما هم هنوز در حالِِ رویا دیدنیم…» ༘⋆
#bangtan #bts
- ۲۷۱
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط