{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گویی قمارخانه ی هیچ است روزگار

گویی قمارخانه ی هیچ است روزگار
هر بار شادمان شدم از بُرد ؛ باختم..
دیدگاه ها (۰)

لب تشنه‌ی تیغیم، بگو قاتل ما راکو آب؟ که شیرینیِ جان زد دلِ ...

شاهد بوده‌ای،لحظه‌ی تیغ نهادن بر گردن کبوتر را..؟و آبی که پی...

خسته شدم بهت زیاد باختم :)

نمینجا نه تنها باختم.....همه ی احساس هایم کور شد و مرد....

ای آخرین ذخیره‌ی زهرایی حسین عآغاز روزگار امامت مبارکت باشد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط