{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 2🦋

فیک:پرنسس کوچولو پادشاه شب👑🌌
_____________________

اتاق لیلی خیلی خوشگل و دخترونه بود و لیلی خوشش اومده بود اما یهو وسط اتاق شروع کرد به گریه کردن تا تونست گریه کرد نزدیک 10 دقیقه بی صدا گریه کرد با خودش می‌گفت یعنی مامانم انقد از من بدش میومد؟

(۴ مین بعد)

ویو لیلی

بعد از گریه هام پاشدم رفتم دستشویی دست و صورتمو شستم به آینه نگاه کردم قیافم داد میزد گریه کردم پس رفتم توی اتاق ببینم چیزی پیدا میکنم یا نه اما چیزی نبود اما چون کیف مدرسم پیشم بود کارو راحت کرد راستش من از هم کلاسیم خوشم میاد و لوازم آرایشی زیاد دارم تو کیفم رفتم یکم سایه زدم و یه بالم لب تو خوده اتاق همه چی داشت پس لباسمو با ی لباس صورتی که بند لباس روی شونه و آستینش دور بازوم بود عوض کردم شلوارمم که مشکی بود پوشیدم و یه سندل سفید موهامم باز گذاشتم و رفتم بیرون اما خوردم به ی چیزی خیلی دردم گرفت پیشونیمو گرفتم و عصبانی به آدم رو به روم نگاه کردم اون خیلی از من بلند تر بود تازه خیلیم خوشگل بود داشتم کل صورتشو نگاه میکردم که با حرفی که زد اومدم به خودم

کوک:تو دیگه کدوم کسی هستی

لیلی:ب تو چه اصلا خودت کی هستی؟

کوک:نوه دومی این خونه ای که توش هستی

لیلی:اولن ببخشید بی احترامی کردم فقط چون دردم گرفت دومن منو پدربزرگت البته فک کنم آورده اینجا سومن اینجا بنظرت خونس؟

کوک:اولن تو منو به این بزرگی ندیدی؟دومن اره اون پدربزرگمه و خوش اومدی!سومن اگه اینجا خونه نیس پس چیه؟

لیلی:اولن حواسم نبود ندیدمت! دومن ممنون♡سومن اینجا قصره

کوک:اول.....

جیونگ:عه بس کنید دیگه اولن دومن سومن(اداشونو در اورد)

کوک:مامانی از کیه اینجایی؟

جیونگ:از اولش

کوک:آها

جیونگ: خواستم بگم بیاید غذ.... ای خداااااا(جیغ)

کوک:عه چیشد(نگران)

جیونگ:نگاش کن(می‌ره سمت لیلی)آخه خوشگل تر از این دخترم مگه داریمممم(جیغ)

کوک:این خوشگله؟این یه بچه بیشتر نیس

لیلی:دلتم بخواد(صورتشو از سمت کوک میاره سمت جیونگ) خیلی ممنون خاله جون شماهم خیلی مهربونه و جذابین (چشمک)

جیونگ:ای خدا شیطونم بودی ما نمیدونستیم؟



شرطا
لایک:۱۵
کامنت:۶
دیدگاه ها (۰)

هومم؟

😊🫠

غروب های دزفول رو نگاه کیف کن🤤😩😎😊🫠

ساعت پنججج

پارت هفتمکوک : برو تو اتاقت و بیرونم نیاا.ت : اما غذا..........

ازدواج اجباری/part9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط