{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هفتم

پارت هفتم

کوک : برو تو اتاقت و بیرونم نیا

ا.ت : اما غذا..........

کوک : خودم درست میکنم

(ا.ت میخاست بگه. غذام چی؟ کوک پرید وسط حرفش ، کوک فکر کرد ا.ت میخاد براش غذا درست کنه) (خدا کنه بفهمی چی میگم)

ا.ت : نه من

کوک : گفتم برو تو اتاق(عربده)

ا.ت : چشم(بغض ، مظلوم)

(میره تو اتاق)

ویو کوک : آهههه پشیمونم سرش داد زدم ولی خب وقتی میگم برو یعنی برو ، اون که نمیتونه برام غذا درست کنه


ویو ا.ت : رفتم تو اتاق خابیدم رو تخت و گریه کردم فقط خیلی بی صدا نمیخاستم زیر خواب شم ، از همه انسان ها متنفرم(با گریه)

کوک : اومممم به به چه غذایی شد

ا.ت : منم گشنمه😭(بی صدا)

ویو ادمین : کوک غذاشو میخوره و یکم میره تلوزیون نگاه میکنه و میره تو اتاق ا.ت

کوک : هوففف این بچه .........عه چرا بالشتش خیسع حتما گریه کرده اووووو زخمی هم که هس (جای شلاقه که عموش بهش زده)
دیدگاه ها (۰)

پارت شیشویو یونا : چرا کوک نمیاد اهههه باید برم پیش ددیم اها...

پارت پنجما.ت : هق هق عمو ویو جونگ کوک : عمو؟نمیدونم چرا ولی ...

Part 13کوک: ا،ت گفتم پس کنا،ت: یعنی چی بس کن رفیق من مرده او...

سلام سلام بلاخره پارت دادمما/ت : میدونی چیه اصلا میرم یه چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط