{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لایک کن کام بزار بک بدم

لایک کن کام بزار بک بدم 🍥𓇬⋆ ゚꩜‧˚𑁍ܓ

اینک در کنار او گویی من کرم شب تایی هستم
که اکنون دیگر پروانه شده و فقط نام او را زمزمه میکند
و شوق حقیقی شدن رویای به خیال نشدنی اش را دارد
از پیله رها شده و در اسمان رویایش میرود
میان ان همه درد او ترمیمی برای زخم من بود
تمام اندامم بخاطر او هنوز سرپا ایستاده است
و او تمام احساسات و قلبم را فرا گرفته است
من در کنار او خشنود ترین خود هستم
او به من امید زندگی میدهد
او به من بال پرواز میدهد
او به من احساس عشق میدهد
او به من دنیای رویا هایم را میدهد
من و او مانند دو قوی عاشق هستیم
درون رودی به نام جهان ترسناک
دوست دارم فریاد بزنم که دوستش دارم
زیرا او انگیزه امید دوباره من است
هرگاه که خطایی میکنم او میبخشد
هرگز باور نمیکنم چنین فرشته ای برای خویش است
شوالیه رویا های من ، حال دیگر حقیقی شده
در این ایام چشمانم ذوق چشمانش را دارد
دست هایم ذوق گرمای دستانش را دارد
لب هایم ذوق لب های شرابی اش را دارد
ای پرستو ها من به بال هایتان نیازمندم
تا پر بکشم و زودتر به او برسم
من بار دیگر توانسته ام! تمام درد و دشواری هایم را
و تمام اندوه در زندگی ام را با وجود او فراموش کنم
گویی ان خالق هستی ذکر هایم را شنیده است
و او برای من داستانی نو برای من بدل کرده است
بی او من نمیخواهم ادامه بدهم
زیرا او دلیل باز کردن چشمان خیس خویش است
زیرا او دلیل خنده های عمیق خویش است
زیرا او دلیل حس عشق درون خویش است
زیرا او دلیل تلاش و کوش من برای خویش است

@mr_don
دیدگاه ها (۱۵)

مسیح

بک بدیم؟لایک کن کام بزار بک بدم 🌲𖤐⭒๋࣭ ⭑

هم اتاقی قدیمی-پارت-۲مدریا به پنجره ی کنار میزش خیره شد .او ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط