می‌خواهمتوازچهارجهتبهجنوبمی‌روم

#می‌_خواهمت_و_از_چهار_جهت_به_جنوب_می‌روم

#می‌_خواهمت_و_از_چهار_جهت_به_جنوب_می‌روم
به آن جا
که ماه شک برده بود
به آخرین اتاق آن مسافرخانه‌ی کوچک
به آنجا
که رد حرف‌هات هنوز
بر لاله‌ی گوشم زخم است
به آنجا که خون
از پنج انگشتم جلوتر آمده بود
که چنگ بیندازد به رفتنت

من
چمدانت را گرفته بودم
موج‌ها را گرفته بودم
هفت و ده دقیقه‌ی غروب را گرفته بودم
تو اما
از درون راه افتادی

بوی خونم
چرا تو را برنمی‌گرداند
کوسه‌ی آب های گرم...؟
دیدگاه ها (۶)

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

**پارت ۲۹**تا گوشی رو سمتِ دهنش برد تا به کانگ دستور بده، با...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

Ten

007-پنهان در مه - پارت ۹۴

میخواهمت

منچمدانت را گرفته بودمموج ها را گرفته بودمهفت و ده دقیقه ی غ...

منچمدانت را گرفته بودمموج ها را گرفته بودمهفت و ده دقیقه ی غ...

من ..چمدانت را گرفته بودمموج ها را گرفته بودمهفت و ده دقیقه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط