{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می ترسم...

می ترسم...
از جهانی که یخبندان شده
از مردمی که شبیهِ ماشین شده اند
از دلهایی که محبت را منفعت می دانند
و از قابِ عکس هایِ بی روحی؛
که در خیابان، راه می روند...
دلم برای جهانمان می سوزد
و دلگیر می شوم...
خسته‌ام از اینکه همه‌ی راه تنها بودم
تنها مانند یک گنجشک در باران
خسته از این که هیچ‌وقت کسی رو نداشتم ...
دیدگاه ها (۱)

درست وقتی می‌گویی :فراموشش کردمآهنگی پخش می‌شود ،کسی مثل او ...

دقیقا همونجام که عباس معروفی میگه:‌دنبال زخمی تازه می گشت تا...

همیشه دلتنگی بخاطر نبودن کسی نیستگاهی بخاطر بودن کسیهکه دیگه...

آدما که یه دفعه رها نمیکنن و برن؛یه دفعه قاطی نمیکنن، داد و ...

رمان :قرارداد سرنوشت

تکپارتی رد عشق *لورنزو برکشایر*من حالم چند وقتی بود بد بود ب...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "60"☆ویو هانا☆با قدم‌های تند از اتاق دور شدم.هنوز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط