{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

،،،

،،،
زمان قرار بود تسکین باشد، قرار بود فاصله‌ها را کم‌رنگ کند؛ اما هرچه بیشتر مےگذرد، جای خالےِ تو پررنگ‌تر مےشود. انگار عقربه‌ها هر دور که مےزنند، غمِ تازه‌ای روی شانه‌ام مےگذارند. زندگے عادت دارد ادامه پیدا کند، حتے وقتی قلب نمےخواهد… اما عشق تو، به‌جای آنکه کم شود، در سکوتِ شب‌ها، شکلِ تازه‌تری پیدا مےکند. و این عجیب‌ترین درد دنیاست: چیزی که نیست، درون آدم بزرگ‌تر مےشود.&♡
دیدگاه ها (۰)

ول‍‌ی ف‍‌ض‍‌ای م‍‌ج‍‌ازی ث‍‌اب‍‌ت ک‍‌رد م‍‌ی‍‌شہ ک‍‌س‍‌ی رو ...

اونی‌‌که‌‌بخادت‌‌نمیشکونه‌‌هیچ‌‌جوره‌‌قلبتو🥲🪫••••••••••💔دوست...

Anybody

دوریاکی کوچولو"پارت نمد چند لایک بالای 8 تا#مایکی#سناریو#فیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط