تو تازیانه می زنی

💜💜
تو تازیانه می زنی
  به زخمه‌ےِ خیال من
من آب ودانه می‌دهم
به‌ خوش‌خیالِ باورم...
    تو مثل ماهِ برڪـه‌اے و
        من غریقِ مست شب...
دوباره تـو...
دوباره من...
شناورے...شناورم...!!
دیدگاه ها (۰)

💜💜برای بعضی درد هانه می توان گریه کرد ...نه می توان فریاد زد...

💜💜تو مرا واله و آشفته و رسوا کردیتو مرا غافل از اندیشه فردا ...

💜💜همیشه دلم خواسته بدانم لحظه‌های تو بی من چطور می‌گذرد؟وقتی...

💜💜‌حالا كه ...دستم از دست هايت كوتاه است آغوشم از آغوشت دورم...

بوسہ ے چشم تو بر شعر من اے یار خوش استشاعر چشم تو بودن بہ چہ...

🌱🍒پیکر تراش پیرم و با تیشه ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفری...

همه با یار خوش و من به غم یار خوشمسخت کاری است ولی من به همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط