پندانه
خدا میگوید
هرآنکس را که بیشتر از من دوست بداری اورا از تو میگیرم
و می افزاید
نگو بدون آن نمیتوانم زندگی کنم
تورا بدون آن هم زنده نگه میدارد
و فصل عوض میشود
شاخه های درختانی که سایه می افکندند خشک میشوند
صبر لبریز میشود
حتی یار را که جون و دل حساب میکردی یک روز غریبه میشود
و ذهنت متعجب میشود
دوستت به دشمن تبدیل میشود
دشمن بر میخیزد و دوستت میشود
یه همچین دنیای غریبی هست
هرآن چیزی را که میگویی نمیشود اتفاق می افتد
میگی نمی افتم. میفتی سقوط میکنی شکست میخوری
میگی غافلگیر نمیشوم غافلگیر میشوی متعجب میشوی
عجیب ترینش هم این است که
میگی مردم
ولی باز هم زنده میمانی.
هرآنکس را که بیشتر از من دوست بداری اورا از تو میگیرم
و می افزاید
نگو بدون آن نمیتوانم زندگی کنم
تورا بدون آن هم زنده نگه میدارد
و فصل عوض میشود
شاخه های درختانی که سایه می افکندند خشک میشوند
صبر لبریز میشود
حتی یار را که جون و دل حساب میکردی یک روز غریبه میشود
و ذهنت متعجب میشود
دوستت به دشمن تبدیل میشود
دشمن بر میخیزد و دوستت میشود
یه همچین دنیای غریبی هست
هرآن چیزی را که میگویی نمیشود اتفاق می افتد
میگی نمی افتم. میفتی سقوط میکنی شکست میخوری
میگی غافلگیر نمیشوم غافلگیر میشوی متعجب میشوی
عجیب ترینش هم این است که
میگی مردم
ولی باز هم زنده میمانی.
۱۴.۴k
۲۸ بهمن ۱۴۰۱