{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گمان میکردم باید انتظار پاییز

گمان میکردم باید انتظار پاییز
را بکشم گمان میکردم پاییز که بیاید
خاطراتمان را بیاد میاورد حرفهایی که
زدیم در ان شب مهتابی را بیاد میاورد
وقول هایی که بهم دادیم را...
اما پاییزهای زیادی امد وماهرگز بدیدارهم خوشبخت نگشتیم خوب که
فکر کردم فهمیدم اصلا ما در هیچ پاییزی بایکدیگر هیچ خاطره ای نداشتیم
بلکه این ذهن عاشق وخیالباف من است
که هرلحظه با او خیالی تازه میافریند....


خانبیان

.
دیدگاه ها (۰)

شما نمیدانید ...مردیکه سالهانتوانسته برای معشوقهشیرین زبانی ...

پاکش کردی؟مگه نگفتی آخرش مابرای همیم😔😔😔مگه نگفتی صبور باش وا...

چی میشد اگه یه روز بیدار بشم ببینم بهم پیام دادی حالمو پرسید...

به پای عشق تو موندن برای من اونم تو این زمونه یعنی تو همونی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط