{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی آدم‌ها مثل «فصل‌های دروغین» می‌مانند؛ در آغاز، چنان

بعضی آدم‌ها مثل «فصل‌های دروغین» می‌مانند؛ در آغاز، چنان آفتابِ دلچسب و بهاریِ گرمی دارند که تو تمام سپرهایت را زمین می‌گذاری و رختِ اعتماد بر تن می‌کنی. آن‌ها با واژگانی صیقل‌خورده و رفتاری که بویِ «امنیت» می‌دهد وارد می‌شوند، اما دریغ که این تنها ویترینِ جذابی برای یک ویرانه است.

به مرور، آن گرمایِ نخستین جایش را به یخی گزنده می‌دهد. این افراد تو را با یک ضربه‌ی ناگهانی نمی‌کشند، بلکه با «فرسایش» از پا در می‌آورند. با سردی‌هایِ بی‌دلیل، با سکوت‌هایِ تنبیهی و با چنان تغییرِ رویه‌ای که تو را مدام در جستجویِ آن آدمِ مهربانِ روزهای اول، به دویدن وا می‌دارند. تو در تله‌ی یک «نوستالژیِ زودرس» می‌افتی؛ به امید بازگشتِ آن نسخه‌ی موجه، تمامِ جانت را خرجِ کسی می‌کنی که هر روز با بی‌لیاقتی، بخشی از روحِ تو را می‌خراشد.

فاجعه آنجاست که تو برای بازگرداندنِ آن تصویرِ زیبایِ نخستین، تمامِ جانت را خرج می‌کنی؛ غافل از اینکه آن آدمِ مهربانِ اول، هرگز وجود نداشت؛ او فقط قلابی بود که برای شکارِ آرامشِ تو طراحی شده بود. برخی آدم‌ها، پناهگاه نیستند؛ آن‌ها فقط راهزنانِ حرفه‌ایِ احساس‌اند.

در پایان، تو می‌مانی و روحی که از شدتِ خیره ماندن به یک سراب، دچارِ خستگیِ مفرط شده است. بزرگترین درسِ این آشنایی‌ها، نه اعتمادِ دوباره، بلکه آموختنِ این نکته است: هر لبخندی، شناسنامه‌ی اصالتِ یک آدم نیست.
دیدگاه ها (۱۷)

امشب، پیش از آن‌که چشمانت را به خواب بسپاری، لحظه‌ای مکث کن ...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

#خدایا...به تو سپردم آنچه را کهنه در خِردم میگنجد،نه در توان...

به علی ضیا که برای دخترهامون نسخه‌ی رابطه‌های بی‌تعهد و زندگ...

فکر نکن کسی که به تو دلداری می‌دهد ، خودش هیچ غم و غصه‌ای ند...

بسم الله الرحمن الرحیم گاهی متنی را می‌خوانی تا ببینی آیا نو...

وقتی کسی که به اندازه‌ی جانت دوستش داشتی، کاری با اعتمادت می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط