{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خوآنم

می خوآنم
د⁦ر دل شب⁦
به نرمی می روم
در دل غار
که در آن
تیغ است
همچنان قدم برمیدارم
در حالی که پاهایم بی حس است

به ماه خیره میشوم
با چشمانی همچون خون

در حال کشیدن آخرین نفس
به تو فکر خواهم کرد

با آخرین نفسی که خواهم کشید
و با آخرین تپش قلبم

عاشق تو خوآهم ماند.












_ محفل ابی_
دیدگاه ها (۴)

عشق را نه در طبیعت نه در اقیانوسنه در لآنه ی زنبورنه در ستآر...

می دآنستم هیچوقت مال من نخواهد شددرحال که می دانستم هیچوقت ق...

ولی...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

تک پارتی از هان (عشق در نوع سایه) درخواستی

پدر خوانده عاشق پارت ۱۳.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط