بچه و مادرش توی ایستگاه اتوبوس میدون منیریه وایسادن منتظر

بچه و مادرش توی ایستگاه اتوبوس میدون منیریه وایسادن منتظر.
بچه بستنی می‌خوره و به مامانش نگاه می‌کنه که یه دسته از موهاش از روسری بیرونه. بچه با خودش فکر می‌کنه مامانش چقدر قشنگه.

بچه نمی‌دونه قراره سال‌ها بعد یه نیمه‌شب کوفتی یاد این روز بیفته و دلش برای بچه‌بودن تنگ بشه...
دیدگاه ها (۴)

آه از رفتگان بی برگشت...

شب های جدا از تو عزیزم...

وقتی‌ دلت مثل من ترک برداشتدیگر آمدن یا رفتنبودن یا نبودنهیچ...

خببب قرعه کشی کردن و گروه اول= تودوروکی باکوگو میدوریا(قابل ...

بچه ها میخوام فیک رو معرفی کنم اما ممکنه عکس ها عوض بشه🦋معرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط