{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جونگکوک

جونگ‌کوک:
ـ ولی من و نامجون وقتی هم اتاقی بودیم من تخت بالایی بودم و اون‌قدر لباس آویزون کرده بودم که عملاً براش مثل پرده شده بود
دیدگاه ها (۰)

الهی بچهاااامممته ادای کوک رو درمیاره😭😭

🐰 : دستم رو بگیر، بیا دستای همو بگیریم.🐥 : صبر کن، اما من فق...

انتخاب اتاق‌هاشونجونگکوک تنها تو یه اتاقجیمین و جین با همنام...

🐰: به قیافه اش نگاه کنید🐻: چی؟🐰: تنها کسی بود که راجب بدترین...

بانوی من Part:5درخواستی بعد از پنج مین با همون لباس های پر خ...

بانوی منPart:13ا.ت با چشم های اشکی نگاه مادر جونگ کوک کرد ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط