ناگهان آتشفشان خفتهای بیدار شد

ناگهان آتشفشان خفته‌ای بیدار شد
یک نظر دیدم تو را، یک عمر کارم زار شد

هیچ راهی نیست با زندان غم خو کرده‌ام
هر دری هم باز بود, از بخت من دیوار شد

هرکسی حالِ مرا پرسید، بر حالم گریست
هر که آمد بر سرِ بالین من، بیمار شد

بعد از این با هیچ لبخندی نمی‌لرزد دلم
بعد دیدارِ تو ای گل! گل به چشمم خوار شد

کاش قدری بیشتر وصل تو را می‌خواستم
حیف تسبیحی که تنها صرف استغفار شد
دیدگاه ها (۱)

بعد از رفتن عزیزانمون خیلیامون دیگه زندگی نمیکنیم🖤بعد از تو ...

👌چند قانون زندگی_از کسی ناراحت هستی خودت برو بهش بگو_ حرف نا...

نیاز داریم به یک نفر که بپرسد "بهتری؟"و بی‌تعارف بگوییم"نه! ...

رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بداردستم اندر دامن ساقی سیمین‌سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط