𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant
𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant
𝘗𝘢𝘳𝘵:۲۰
پایان فصل/۱
ویو ته_/بدونه اینکه بدونم کوک راضیه..دوست داره بیام باهاش نشستم رو صندلی چشمم به خیابونا بود و هیچ حرفی بین من و کوک رد و بدل نشد از این سکوت سنگین خسته شده بودم تصمیم گرفتم سکوت رو بشکونم تنها بهونه ی حرف زدنم پرسیدن گذشته بود
ته/خوب با سوهی چیکارا کردین؟
کوو/برای چی میپرسی؟
ته/همین طوری
کوک/هیچکاری نکردیم تو چیکارا میکردی تو المان؟
ته/مشغول درسا و اینا بودم...
کوک/هوم چرا یهویی تصمیم گرفتی بیایی کره؟وقتی که زندگیت تو المان بهتر بود؟
ته/جواب این سوال خیلی مشخصه
کوک/امدی از من مراقبت کنی؟ته لازم نکرده از من مراقبت کنی تازشم من زن دارم...نیاز نیست مراقبم باشی
ته/میدونم به سوهی دست نزدی...و میدونم زن واقعیت نیست
کوک/تو هیچی ازم نمیدونی...
ته/دربارت تحقیق کردم گفته بودم
کوک/آیش تو چرا همش دنبالمی؟به اینکه نمیدونستی دارم کجا میرم امدی سوار ماشینم شدی...
ته/چون هنوزم عاشقتم....
کوک/ولی رفتم با یکی دیگه چه طور عاشقمی؟
ته/اگر دیوانه وار عاشق کسی باشی هیچ وقت از ذهنت نمیره بیرون و همه جا..از همه کس حالتو میپرسه و منم مثل چی عاشقتم
کوک/سکوت کرد و ماشینو یکمی سرعتشو زیاد کرد
ته/بعدشم میدونم توام عاشقمی...چون جیمین اتفاقی رفت تواتاق مخفیت ..عکس های منو زیر تختت..زیر فرش...تو کشو و همه جا دید و...
کوک/تا اینو شنید ماشینو نگه داشت و سریع برگشت سمته تهیونگ
کوک/چییییی یعنی کل عکسارو دید؟،
ته/اره نکنه عکس ناجور ازم داشتی هوممم؟؟
کوک/نه ایش ولش کن بریم رستوران یه چیزی بخوریم
ته/باشع بریم
کوک/هوم
ماشینو روشن کرد و رفتن رستوران و شامو خوردن و رفتن خونه هاشون
ته/لم داد رو تخت و عکس های کوکی رو همش نگا میکرد
کوک/رفت رو تخت و صورت ته جلوی چشماش بود و خوابید
[فرداش]
کوک/بیدار شد و رفت شرکت که دید ته امد تو اتاقش
کوک/امروز جلسه داریم کیم تهیونگ
ته/میدونم رئیس جئون کمکتون میکنم جلسه زودتر تموم شه
کوک/باشه بریم
ته/بریم
بعد رفتن سره جلسه
ته/حوصلش سر رفته بود و دستش زیرچونش بود و همش نگاهش به کوک بود که داشت حرف میزد تصمیم گرفت کرم ریزی کنه و پاشو از تو کفش در اورد و پاشو برد رو صندلی کوک و پایین تنه ی کوکی رو اذیت کرد که دید کوک بی طاقت شد و پاشد
کوک/جلسه تموم شد جناب کیم بیا اتاقم
ته/چشم
پاشد و رفت تو اتاق کوکی
کوک/درو قفل کرد و پنجره ها رو بست و پرده ها رو هم کشید و رفت رو تهیونگ خم شد
[اینجاشو تو کامنتا بگید تو پی وی براتون بفرستم]
کوک/پاشد و درو باز کرد که جیمین امد تو اتاق
جیمین/پرونده هارو اوردم کوک
کوک/اوکی بزار برو بیرون توام میتونی بری جناب کیم
ته/باشه...
ب زور پاشد و از در رفت بیرون و رفت تو اتاقش و خودشو پرت کرد رو مبل و چند ساعتی گذشت که صدای در امد و از خواب پرید
ته/چی شده؟؟
جیمین/رف پیش ته
جیمین/ببینم چی شده بود تو اتاق کوک؟؟
ته/هیچی...
جیمین/اشتی کردیننننن؟؟
ته/لجباز مگه میزاره؟؟
جیمین/هی هنوزم قهرید...
ته/اره مهم نیست
برگشت که کوسنو درست کنه که جیمین جای بوسه روی گردن ته رو دید
جیمین/خندش گرفت
جیمین/باشه من برم بیرون ولی توام پاشو کتتو بپوش باید بری خونه ی هوپ کلی ازت کار میخواد بگیره
ته/اوکی
جیمین/هوم
رفت پایین
ته/کتشو برداشت و از اتاق امد بیرون و رفت سمته اسانسور که کوک و جین تو اسانسور بودن و ته ام رفت سوار اسانسور شد و یواشکی به کوک نگا میکرد
کوک/نگاش به در اسانسور بود
کوک/خوب پرونده هارو چک کردی کیم؟
ته/اره قربان...همشون درست بود...
کوو/اوکی
از اسانسور پیاده شدن و رفتن سمته در
جین/من میرم.ماشینو بیارم
کوک/باشع
جین/بای
بعد رفت سمته ماشین
کوک/برگشت سمته تهیونگ
کوک/خوبی؟؟
ته/اره...کاری که کردیم..یعنی اشتی کردیم؟قرار نیست از هم درو باشیم؟؟
کوک/چون بابام ادم خطرناکیه و باید بگم...که..باید از هم دور باشیم و رابطه ی خودمون رو مخفی کنیم
ته/بازم راضیم خوب مراقب خودت باش
کوک/توام بای
ته/بای
رفت سوار ماشین شد و رفت خونه
ته/اونم رفت خونه
پایان فصل/۱
این فیک تموم شد به جاش به فیک دیگه میزارم بعد چند روز بعد فصل دو رو میزارم کیوتا
𝘗𝘢𝘳𝘵:۲۰
پایان فصل/۱
ویو ته_/بدونه اینکه بدونم کوک راضیه..دوست داره بیام باهاش نشستم رو صندلی چشمم به خیابونا بود و هیچ حرفی بین من و کوک رد و بدل نشد از این سکوت سنگین خسته شده بودم تصمیم گرفتم سکوت رو بشکونم تنها بهونه ی حرف زدنم پرسیدن گذشته بود
ته/خوب با سوهی چیکارا کردین؟
کوو/برای چی میپرسی؟
ته/همین طوری
کوک/هیچکاری نکردیم تو چیکارا میکردی تو المان؟
ته/مشغول درسا و اینا بودم...
کوک/هوم چرا یهویی تصمیم گرفتی بیایی کره؟وقتی که زندگیت تو المان بهتر بود؟
ته/جواب این سوال خیلی مشخصه
کوک/امدی از من مراقبت کنی؟ته لازم نکرده از من مراقبت کنی تازشم من زن دارم...نیاز نیست مراقبم باشی
ته/میدونم به سوهی دست نزدی...و میدونم زن واقعیت نیست
کوک/تو هیچی ازم نمیدونی...
ته/دربارت تحقیق کردم گفته بودم
کوک/آیش تو چرا همش دنبالمی؟به اینکه نمیدونستی دارم کجا میرم امدی سوار ماشینم شدی...
ته/چون هنوزم عاشقتم....
کوک/ولی رفتم با یکی دیگه چه طور عاشقمی؟
ته/اگر دیوانه وار عاشق کسی باشی هیچ وقت از ذهنت نمیره بیرون و همه جا..از همه کس حالتو میپرسه و منم مثل چی عاشقتم
کوک/سکوت کرد و ماشینو یکمی سرعتشو زیاد کرد
ته/بعدشم میدونم توام عاشقمی...چون جیمین اتفاقی رفت تواتاق مخفیت ..عکس های منو زیر تختت..زیر فرش...تو کشو و همه جا دید و...
کوک/تا اینو شنید ماشینو نگه داشت و سریع برگشت سمته تهیونگ
کوک/چییییی یعنی کل عکسارو دید؟،
ته/اره نکنه عکس ناجور ازم داشتی هوممم؟؟
کوک/نه ایش ولش کن بریم رستوران یه چیزی بخوریم
ته/باشع بریم
کوک/هوم
ماشینو روشن کرد و رفتن رستوران و شامو خوردن و رفتن خونه هاشون
ته/لم داد رو تخت و عکس های کوکی رو همش نگا میکرد
کوک/رفت رو تخت و صورت ته جلوی چشماش بود و خوابید
[فرداش]
کوک/بیدار شد و رفت شرکت که دید ته امد تو اتاقش
کوک/امروز جلسه داریم کیم تهیونگ
ته/میدونم رئیس جئون کمکتون میکنم جلسه زودتر تموم شه
کوک/باشه بریم
ته/بریم
بعد رفتن سره جلسه
ته/حوصلش سر رفته بود و دستش زیرچونش بود و همش نگاهش به کوک بود که داشت حرف میزد تصمیم گرفت کرم ریزی کنه و پاشو از تو کفش در اورد و پاشو برد رو صندلی کوک و پایین تنه ی کوکی رو اذیت کرد که دید کوک بی طاقت شد و پاشد
کوک/جلسه تموم شد جناب کیم بیا اتاقم
ته/چشم
پاشد و رفت تو اتاق کوکی
کوک/درو قفل کرد و پنجره ها رو بست و پرده ها رو هم کشید و رفت رو تهیونگ خم شد
[اینجاشو تو کامنتا بگید تو پی وی براتون بفرستم]
کوک/پاشد و درو باز کرد که جیمین امد تو اتاق
جیمین/پرونده هارو اوردم کوک
کوک/اوکی بزار برو بیرون توام میتونی بری جناب کیم
ته/باشه...
ب زور پاشد و از در رفت بیرون و رفت تو اتاقش و خودشو پرت کرد رو مبل و چند ساعتی گذشت که صدای در امد و از خواب پرید
ته/چی شده؟؟
جیمین/رف پیش ته
جیمین/ببینم چی شده بود تو اتاق کوک؟؟
ته/هیچی...
جیمین/اشتی کردیننننن؟؟
ته/لجباز مگه میزاره؟؟
جیمین/هی هنوزم قهرید...
ته/اره مهم نیست
برگشت که کوسنو درست کنه که جیمین جای بوسه روی گردن ته رو دید
جیمین/خندش گرفت
جیمین/باشه من برم بیرون ولی توام پاشو کتتو بپوش باید بری خونه ی هوپ کلی ازت کار میخواد بگیره
ته/اوکی
جیمین/هوم
رفت پایین
ته/کتشو برداشت و از اتاق امد بیرون و رفت سمته اسانسور که کوک و جین تو اسانسور بودن و ته ام رفت سوار اسانسور شد و یواشکی به کوک نگا میکرد
کوک/نگاش به در اسانسور بود
کوک/خوب پرونده هارو چک کردی کیم؟
ته/اره قربان...همشون درست بود...
کوو/اوکی
از اسانسور پیاده شدن و رفتن سمته در
جین/من میرم.ماشینو بیارم
کوک/باشع
جین/بای
بعد رفت سمته ماشین
کوک/برگشت سمته تهیونگ
کوک/خوبی؟؟
ته/اره...کاری که کردیم..یعنی اشتی کردیم؟قرار نیست از هم درو باشیم؟؟
کوک/چون بابام ادم خطرناکیه و باید بگم...که..باید از هم دور باشیم و رابطه ی خودمون رو مخفی کنیم
ته/بازم راضیم خوب مراقب خودت باش
کوک/توام بای
ته/بای
رفت سوار ماشین شد و رفت خونه
ته/اونم رفت خونه
پایان فصل/۱
این فیک تموم شد به جاش به فیک دیگه میزارم بعد چند روز بعد فصل دو رو میزارم کیوتا
- ۲.۲k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط