{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ثانیه به ثانیه گذشت

ثانیه به ثانیه گذشت
ومن هرگز نخواستم
که از تو ،از نبودن تو
چیزی را فاش کنم
سعی کرده ام که نگذارم
از پنجره‌ی چشمانم نمایان شوی
همیشه نبودنت را در خود حبس کردم
مگر گاهی که هوا ابری میشد
وپنجره ،بارانی 🖤🖤🖤
دیدگاه ها (۵)

تو که مجنون نشدی تا بشوم لیلا من روزو شب غرق سخن با همگان ،ا...

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی نامه ای خیس بدستم برسانی بروید...

برای دیگران بودی برای دیگران ماندی ومن با بغض می گویم :" خلا...

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست؟مثل آرامش بعد از یک غم، مثل ...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت۶۵ویو املیا دیروز به قدری مست کرده ب...

عمو های من

سایه ای در قاب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط