بدون ترس از قضاوت شدن بنویس
بدون ترس از قضاوت شدن بنویس
خودم
داشتمخوبمیشدموتوبرگشتیووانمودکردی
که هنوز ان عشق کهنه را در دل داری حرف هایت نوع نگاهت با گذشته تفاوتی نداشت میدانستم قراراست دوباره تنهایم بگذاری اما اما ایا قبلم باور میکرد که تو قرار است دوباره به من ضربه بزنی همان قلبی که سالها عشقت در ان بود همان قبلی که بعد از رفتنت نابود شد آیا دوباره گولت را خواهد خورد؟ اری تو دوباره امدی و قلب مرا پاره کردی اما بدان این اخرین نوشته من است زیرا زندگی من در امشب به پایان خواهد رسید درد چندین ساله قلبم ارام خواهد گرفت دیگر عشقت در این قلب نخواهد ماند دیگر قلب ساده ای نیست که دوباره گول حرف های شیرینت را بخورد دیگر آن نادان وجود نخواهد داشت
آیا نمی دانستی دیوانه وار عاشقتم آیا نفهمیدی این احمق چرا هر دفعه گول حرف هایت را میخورد
با رفتن من ناراحت نشو
(آخرین حرف)
خودم
داشتمخوبمیشدموتوبرگشتیووانمودکردی
که هنوز ان عشق کهنه را در دل داری حرف هایت نوع نگاهت با گذشته تفاوتی نداشت میدانستم قراراست دوباره تنهایم بگذاری اما اما ایا قبلم باور میکرد که تو قرار است دوباره به من ضربه بزنی همان قلبی که سالها عشقت در ان بود همان قبلی که بعد از رفتنت نابود شد آیا دوباره گولت را خواهد خورد؟ اری تو دوباره امدی و قلب مرا پاره کردی اما بدان این اخرین نوشته من است زیرا زندگی من در امشب به پایان خواهد رسید درد چندین ساله قلبم ارام خواهد گرفت دیگر عشقت در این قلب نخواهد ماند دیگر قلب ساده ای نیست که دوباره گول حرف های شیرینت را بخورد دیگر آن نادان وجود نخواهد داشت
آیا نمی دانستی دیوانه وار عاشقتم آیا نفهمیدی این احمق چرا هر دفعه گول حرف هایت را میخورد
با رفتن من ناراحت نشو
(آخرین حرف)
- ۴.۷k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط