{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌دانم،

می‌دانم،
می‌دانم که دیگر هرگز به چیزی یا کسی برخورد نخواهم کرد که احساس تندی را در من به وجود آورد.
می‌دانی، شروع به دوست داشتن کسی کردن، اقدام مهمی است.
باید نیرو، کنجکاوی و کوری داشت.
حتی لحظه‌ای هست در آغاز، که باید از پرتگاهی پایین پرید؛
پرتگاهی که اگر کسی به آن فکر کند، این کار را نخواهد کرد.

می‌دانم
می‌دانم که من دیگر هیچ‌وقت نخواهم پرید...
دیدگاه ها (۰)

نه آدم جنجال هستم ،نه آدم درک نکردن می‌مانم، تحمل می‌کنم ،گذ...

آدم گاهی به دلخوشی هاش یه جوری وصل میشه که هیچکس نمی تونه جد...

نگرانم بعد از تو دیگر نتوانم کسے را دوست داشته‌باشم!تو برایم...

دلم گرفتهدلم عجیب گرفته استو هیچ‌چیز…هیچ‌چیز مرا از هجوم خال...

my littel boy

پارت ۱۷کاکاشی داشت تمام تلاشش را میکرد تا اره برقی ای را که ...

۱۴۰۴/۱۲/۲۴شش روز مانده به عیدو هیچ عیدی مانند روز فرار من از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط