{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق را فرسوده‌ای باید چو من

عشق را فرسوده‌ای باید چو من

در مشقت بوده‌ای باید چو من

لایق سودای آن جان و جهان

از جهان آسوده‌ای باید چو من

تا غم او را به کار آید مگر

کار غم فرسوده‌ای باید چو من

از برای خوردن حلوای غم

خون دل پالوده‌ای باید چو من

انتظار دیدن آن ماه را

سالها نغنوده‌ای باید چو من

تا ز وصل او به درمانی رسد

درد دل پیموده‌ای باید چو من

کریمی، راه غم آن دوست را

خاک و خون آلوده‌ای باید چو من...
#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

حقایق روانشناسی که نمیدونستی !▪️اگه کسی به صورت غیر ارادی حر...

شهرتبریز هست وجان قربان جانان میکندسرمه چشم ازغبارکفش مهمان ...

تا بر آن عارض زیبا نظر انداخته‌ایمخانهٔ عقل به یک بار براندا...

دل برد و ز درد دل می‌گریم و می‌گویم:کان کس که ببرد این دل، د...

عاشقانه

الهی پیش آیدهر آنچه خیرت در آن است...

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماافتاده در غرقابه‌ای تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط