پارت دوم
پارت دوم:
«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
که با چهره عصبی جین رانندم مواجه شدم.فهمیدم بخاطر دیر کردنم عصبی شده و ظاهراً خیلی وقته منتظره!🤦🏻♀️
برای اینکه گندم رو جمع کنم گفتم:
+هعی اوپا اونجوری نگام نکن🥺(با لحن لوس و کیوت)
جین گفت:(علامت جین:~)
~خودتو لوس نکن کمر بندت رو ببند راه بیفتیم تا بیشتر از این عصبی نشدم و امید وارم دفعه اخرت باشه😮💨
+چشم اوپااااا😊لبخندی کمرنگ زد و با بستن کمربندم راهی مدرسه شدیم🎀
نیم ساعت بعد.
رسیدیم به مدرسه و من داشتم از دلتنگی برای یونا میمردم!راستش دو روز بود همو ندیدیم اونم چون تعطیل بودیم😭پس سریع از جین خدافظی کردم و راهی کلاسم شدم.داشتم با عجله میرفتم که یکدفعه...
با برخورد به کسی خوردم زمین!راستش خیلی دردم گرفت اما عصبانیتم موجب نشون دادن ضعفم شد😡
بلند شدم و به فردی که بهم برخورد کرده بود نگاه کردم و بله!...
ایشون کسی نبود جز خانم هانا(پیکمی کلاس)با اون لباس مدرسه زشت(لباس مدرسه هانا صورتیه و با بقیه فرق داره چون باباش مدیره و مجبوره به حرف هانا گوش کنه) و تو چشم با لحن سلیطه ای گفت:(علامت هانا:&)
&چته دختره ی چشم سفید(جررر😂)
با شنیدن این حرف بیشتر عصبی شدم اما خودم رو کنترل کردم و با لحنی خونسرد گفتم:
+ببخشید اما من نه حیوون ها رو میبینم و نه زبون خرا رو بلدم پ لطفا به یکی از دوستای پیکمی که کپی خودتن بگو ترجمه کنه که جرا انقد با داد عر عر میکنی!😒
با گفتن این حرف فهمیدم داره بوی دود میاد و هانا خانم نیاز داره به پماد!(😂)
&هعی الان رسما به من گفتی حیوون؟میدونی که اگه به سوهو اوپا بگم چیکارت میکنه؟؟😡
+اخه احمق سوهو به تو محل نمیده و اون تویی که همش اویزونشی!تازه سوهو هم نمیتونه هیچ غلطی بکنه(سوهو با ات خیلی خوبه و یجورایی اکثرا با یونا و اته)
تو عصبانیت هم حتی ریدم به سوهو🤦🏻♀️
اومد چیزی بگه که...
ادامه دارد🎀
حمایت شه❤️🩹
«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
که با چهره عصبی جین رانندم مواجه شدم.فهمیدم بخاطر دیر کردنم عصبی شده و ظاهراً خیلی وقته منتظره!🤦🏻♀️
برای اینکه گندم رو جمع کنم گفتم:
+هعی اوپا اونجوری نگام نکن🥺(با لحن لوس و کیوت)
جین گفت:(علامت جین:~)
~خودتو لوس نکن کمر بندت رو ببند راه بیفتیم تا بیشتر از این عصبی نشدم و امید وارم دفعه اخرت باشه😮💨
+چشم اوپااااا😊لبخندی کمرنگ زد و با بستن کمربندم راهی مدرسه شدیم🎀
نیم ساعت بعد.
رسیدیم به مدرسه و من داشتم از دلتنگی برای یونا میمردم!راستش دو روز بود همو ندیدیم اونم چون تعطیل بودیم😭پس سریع از جین خدافظی کردم و راهی کلاسم شدم.داشتم با عجله میرفتم که یکدفعه...
با برخورد به کسی خوردم زمین!راستش خیلی دردم گرفت اما عصبانیتم موجب نشون دادن ضعفم شد😡
بلند شدم و به فردی که بهم برخورد کرده بود نگاه کردم و بله!...
ایشون کسی نبود جز خانم هانا(پیکمی کلاس)با اون لباس مدرسه زشت(لباس مدرسه هانا صورتیه و با بقیه فرق داره چون باباش مدیره و مجبوره به حرف هانا گوش کنه) و تو چشم با لحن سلیطه ای گفت:(علامت هانا:&)
&چته دختره ی چشم سفید(جررر😂)
با شنیدن این حرف بیشتر عصبی شدم اما خودم رو کنترل کردم و با لحنی خونسرد گفتم:
+ببخشید اما من نه حیوون ها رو میبینم و نه زبون خرا رو بلدم پ لطفا به یکی از دوستای پیکمی که کپی خودتن بگو ترجمه کنه که جرا انقد با داد عر عر میکنی!😒
با گفتن این حرف فهمیدم داره بوی دود میاد و هانا خانم نیاز داره به پماد!(😂)
&هعی الان رسما به من گفتی حیوون؟میدونی که اگه به سوهو اوپا بگم چیکارت میکنه؟؟😡
+اخه احمق سوهو به تو محل نمیده و اون تویی که همش اویزونشی!تازه سوهو هم نمیتونه هیچ غلطی بکنه(سوهو با ات خیلی خوبه و یجورایی اکثرا با یونا و اته)
تو عصبانیت هم حتی ریدم به سوهو🤦🏻♀️
اومد چیزی بگه که...
ادامه دارد🎀
حمایت شه❤️🩹
- ۹۳۸
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط