پارت
پارت3:
«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
که با صدای سوهو خفه خون گرفت.
ویو سوهو:
داشتم همراه یونا راه میرفتیم که دیدن ات خشکم زد،راستش بعد دو روز ندیدنش سخت بود چون یکمدتیه من رو ات کراشم(شرمنده اوشون صاحاب داره😊) امروزم چون خیلی وقته ندیدمش(کلا دو روزه)خیلیییی جذاب تر از همیشه شده بود🤤
دیدم داره با هانای پیکمی دعوا میکنه منم از بس کفری شده بودم با عصبانیت نزدیک شدم و گفتم:(علامت سوهو:#)
#هی هانا!دوباره چت شده که پریدی به ات؟نکنه دوباره داری خودت رو مظلوم جلوه میدی تا چند تا پسر اویزون خودت کنی؟؟(با کمی داد و عصبانبت)
که متوجه شکستن قلبش شدم(به درک)اما بی توجه رفتم جلوی ات و ادامه دادم:
#توضیح بده و روبه هانا کردم و گفتم تو هم خفه!
ویو ات:
با شنیدن این حرفا از سوهو پشمای نداشتم ریخت!راستش یمدته خیلی هوام رو داره و زود سرم غیرتی میشه اما نمیدونم چرا!
ازم توضیح خواست منم گفتم:
+داشتم با عجله میومدم پیش شما البته حواسم بود به کسی نخورم(داستان هایی که پیش اومده)
توضیح دادم و بعد سوهو گفت با یونا برم کلاس تا اون به کارا رسیدگی کنه.
منم که از خدام بود برم پیش یونا قبول کردم و بدو بدو رفتم در اغوش مادر یونا(یونا چند ماه از ات بزرگتره) و......
ادامه دارد🎀
ببخشید کوتاه شد🥺حمایت کن🤧
«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
که با صدای سوهو خفه خون گرفت.
ویو سوهو:
داشتم همراه یونا راه میرفتیم که دیدن ات خشکم زد،راستش بعد دو روز ندیدنش سخت بود چون یکمدتیه من رو ات کراشم(شرمنده اوشون صاحاب داره😊) امروزم چون خیلی وقته ندیدمش(کلا دو روزه)خیلیییی جذاب تر از همیشه شده بود🤤
دیدم داره با هانای پیکمی دعوا میکنه منم از بس کفری شده بودم با عصبانیت نزدیک شدم و گفتم:(علامت سوهو:#)
#هی هانا!دوباره چت شده که پریدی به ات؟نکنه دوباره داری خودت رو مظلوم جلوه میدی تا چند تا پسر اویزون خودت کنی؟؟(با کمی داد و عصبانبت)
که متوجه شکستن قلبش شدم(به درک)اما بی توجه رفتم جلوی ات و ادامه دادم:
#توضیح بده و روبه هانا کردم و گفتم تو هم خفه!
ویو ات:
با شنیدن این حرفا از سوهو پشمای نداشتم ریخت!راستش یمدته خیلی هوام رو داره و زود سرم غیرتی میشه اما نمیدونم چرا!
ازم توضیح خواست منم گفتم:
+داشتم با عجله میومدم پیش شما البته حواسم بود به کسی نخورم(داستان هایی که پیش اومده)
توضیح دادم و بعد سوهو گفت با یونا برم کلاس تا اون به کارا رسیدگی کنه.
منم که از خدام بود برم پیش یونا قبول کردم و بدو بدو رفتم در اغوش مادر یونا(یونا چند ماه از ات بزرگتره) و......
ادامه دارد🎀
ببخشید کوتاه شد🥺حمایت کن🤧
- ۹۸۸
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط