{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماهیگیر دلش سوخت ، این بار ماهی بود که از تنهایی قلاب را رها نمی کرد...

دیدگاه ها (۰)

جنگ را دیدم ... !

هرگز منشین و متر نزن خوبی را اندازه خوبی به ندانستن آن است...

ای کاش میتوانستیم چشم هایمان را ببندیم ، شاید آن وقت دردهایمان را فراموش میکردیم...

به نام شما ، خدا جون سلام... :(

✲ مَن اَز این دُنیا فَقَط بَد دیدم...✍️ به تنهایی و خلوتم چس...

(تنهایی)

یک شهر مرا زیر لبش زمزمه می‌کردجانا تو بگو با من دیوانه چه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط