{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۵ — «نقشه‌ی رها»

پارت ۲۵ — «نقشه‌ی رها»

رها رفت توی آشپزخونه و در رو پشت سرش بست.

جونگکوک از پذیرایی صدا زد: «رها؟»

جوابی نیومد.

آ.ت: «ولش کن. وقتی ساکت میشه، یعنی داره یه نقشه می‌کشه.»

تهیونگ: «پس باید منتظر باشیم.»

چند دقیقه بعد رها با یه سینی برگشت.

جونگکوک مشکوک نگاهش کرد: «این چیه؟»

رها خیلی عادی گفت: «چای.»

جونگکوک: «چرا این‌قدر عادی رفتار می‌کنی؟»

رها: «مگه باید غیرعادی رفتار کنم؟»

آ.ت یکی از لیوان‌ها رو برداشت و بو کرد.

آ.ت: «چای معمولیه.»

رها لبخند زد: «دیدی؟»

جونگکوک هنوز شک داشت.

رها سینی رو روی میز گذاشت و گفت: «راستی جونگکوک، اون جعبه‌ای که تو اتاقت بود هنوز اونجاست؟»

جونگکوک سریع برگشت: «آره، چرا؟»

رها: «هیچی.»

جونگکوک چند ثانیه فکر کرد.

«صبر کن... تو می‌خوای حواسمو پرت کنی!»

رها خندید: «بالاخره فهمیدی.»

جونگکوک: «پس نقشه‌ات چیه؟»

رها با آرامش گفت: «فعلاً هیچ‌چی.»

آ.ت: «این جواب از همه مشکوک‌تره.»

تهیونگ خندید.

رها به ساعت نگاه کرد.

«ولی تا چند دقیقه‌ی دیگه می‌فهمین.»

جونگکوک: «رها...»

رها فقط لبخند زد و نشست.

این بار حتی جونگکوک هم نمی‌دونست قرار بود چه اتفاقی بیفته.
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۶ — «رازِ رها»چند دقیقه گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد.جونگک...

پارت ۲۷ — «پاکت مرموز»همه دور میز جمع شده بودن و به پاکتی که...

پارت ۲۴ — «فرار کن رها!»رها با خنده از اتاق بیرون دوید.ـ جون...

پارت ۲۳ — «عکس ممنوعه»رها هنوز لبخند می‌زد و عکس رو پشت سرش ...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط