{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنار پنجره می‌ نشینی

کنار پنجره می‌ نشینی
و باران را تماشا می‌کنی
دلت برای زمانی تنگ می‌ شود
که شادی فقط جمع کردن
قطرات باران روی کف دستانت بود
دیدگاه ها (۸)

هوا سرد است وآتشِ نڪَاهِ تو روشن...!چاےِ باران در فنجانِ قهو...

دوسٺ دارمَش" مثلِ دانه ‌ای ڪه نور را مثلِ مزرعی ڪه ...

#بریده_ای_از_کتاب ミ🌿احساسی آمیخته با خوشحالی که در عمق وجود ...

یخ زده.!! معابر واژه‌ها ؛ زیر پاے ذهن.... ڪَویی : تل...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷...#میز اتاقت باشم...دستان...

دقایقی در زندگی هست ؛که دلت برای کسی آنقدر تنگ می شودکه می خ...

جیمی: برای چی دلت خیلی تنگ شده بود؟🐥 درباره 🐱: دلم برای وقتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط