🩷🌺#شیشهعطرِبهارلبِدیوارشکست🌺🩷
🩷🌺#شیشهعطرِبهارلبِدیوارشکست🌺🩷
...
#میز اتاقت باشم...
دستانت را بگذاری روی سرم....
#برگکاغذی را ...
از گوشه ی سینه ام برداری ...
شروع کنی به نوشتن...
که چقدر #دلت تنگ شده است....
استکان چایت باشم...
مرا #آرام بلند کنی...
باهم توی اتاق قدم بزنیم...
و #بوسه بوسه تا خاطرات...
مرا مزه کنی...
پاکت #سیگارت باشم...
جانم را نخ به نخ بکشی بیرون...
بسوزم برایت...
و تمام #دردهایت را...
دود کنم توی هوا...
می توانم بارها شئ مفیدی باشم
حوله ای که #موهایخیست را ...
بغل کرده...
تختی نرم که تو را شب ها ...
به #آغوش می گیرد
یا آیینه ای
برای انعکاس زیبایی ات؛
این بار ولی #پنجره ام...
پیراهنم را کنار بزن...
#صورتت را نزدیک کن...
نفس نفس...
بگو که #دوستم داری...
و با بخاری که از تنهایی ات...
نشست روی سینه ام ...
دردهایت را یکی یکی بنویس....
خودم...
#قطره قطره...
همه...
ر
ا
آ
ب
می کنم برایت...✍️🏻📷
#حمید_جدیدی
#عشقولوژی
#نگاشــــــتهشدهدر: ۱۴۰۵/۰۲/۲۷
۲۱:۲۰⏰️
💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
...
#میز اتاقت باشم...
دستانت را بگذاری روی سرم....
#برگکاغذی را ...
از گوشه ی سینه ام برداری ...
شروع کنی به نوشتن...
که چقدر #دلت تنگ شده است....
استکان چایت باشم...
مرا #آرام بلند کنی...
باهم توی اتاق قدم بزنیم...
و #بوسه بوسه تا خاطرات...
مرا مزه کنی...
پاکت #سیگارت باشم...
جانم را نخ به نخ بکشی بیرون...
بسوزم برایت...
و تمام #دردهایت را...
دود کنم توی هوا...
می توانم بارها شئ مفیدی باشم
حوله ای که #موهایخیست را ...
بغل کرده...
تختی نرم که تو را شب ها ...
به #آغوش می گیرد
یا آیینه ای
برای انعکاس زیبایی ات؛
این بار ولی #پنجره ام...
پیراهنم را کنار بزن...
#صورتت را نزدیک کن...
نفس نفس...
بگو که #دوستم داری...
و با بخاری که از تنهایی ات...
نشست روی سینه ام ...
دردهایت را یکی یکی بنویس....
خودم...
#قطره قطره...
همه...
ر
ا
آ
ب
می کنم برایت...✍️🏻📷
#حمید_جدیدی
#عشقولوژی
#نگاشــــــتهشدهدر: ۱۴۰۵/۰۲/۲۷
۲۱:۲۰⏰️
💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
- ۶.۷k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط