آنقدر از خواهش دل سوختم

آنقدر از خواهش دل سوختم

آنقدر از خواهش دل سوختم
تا چنین بی خواهشی اموختم
هرچه بامن بود از من دورست
دست ودل تنگ است و آغوشم تهی
صبر تلخم گر پر وباری ندارد
هرگز م آندوه و نومیدی مباد
پاره پاره از تن خود میبرم
چو آبی از خون دل خود میخورم 🖤🥀
دیدگاه ها (۲)

#شعر_نو 🍃آنقدر از خواهش دل سوختم تا چنین بی خواهشی آموختم......

صبرِ تلخم گر بر و باری ندادهرگزم انـدوهِ نومیـدی مبادپاره پا...

روزگارا قصد ایمانم مکنزآنچه می‌گویم پشیمانم مکنکبریای خوبی ا...

بلبلی گفت بکنج قفسی که چنین روز، مرا باور نیست آخر این فتنه،...

داستان گل و بلبل...در گلستانی هنگام خزانرهگذر بود یکی تازه ج...

چون ز پشت زولجناح آمد فرود بر سجود افتاد و رخ بر خاک سوخت د...

فال امروز شنبه 22 فروردین 94 شنبه 11 آوریل 2015فال حافظفال ر...

فال امروز چهارشنبه 2 مهر 93 چهارشنبه 24 سپتامبر 2014فال حافظ...

دلم برای خودم سوخت که نه قدرت تصمیم گیری داشتم ونه جرات حرف ...

فال امروز یکشنبه 20 مهر 93 یکشنبه 12 اکتبر 2014فال حافظفرورد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط