حرفای خودم
حرفای خودم :
دلم میخواست دور بشم ، محو بشم یا گم بشم ...
همیشه در حال فرار بوده ام ، میپرسی فرار از چه چیزی ؟! از خودم از دردی که در من بود ولی دیده نمیشد ، مثل این بود که از سایه خودت فرار کنی ؛ مسخره و غم انگیزاست ...
به خودم که می نگرم خود را خالی از هرگونه احساسات آدمی میبینم و اما در عین بی حسی این عمیق حس کردن همه چیز مرا عذاب میدهد ...
دیگر در زندگی ام خبری از بخشی به نام ارتباطات نبود ، همه را ترک کرده بودم و آن ترک مانند آن بود که از تماشای فیلمی خسته شده باشم و ترجیحم این است که صحنه را ترک کنم ...
در نقطه ای از دنیای خودم ایستاده بودم که برای لحظه ای همه آن صداها و همهمه های جهان اطراف را نمی شنیدم و تنها صدای که به گوش می رسید صدای درونم بود ؛ حضوری غایب ...
انگار داشت طوفانی خاموش رخ می داد ؛ به راستی چرا همه آن تلاش ها ، همه آن دستاوردها ، همه آن درد و نگرانی ها و تنش و جنجال های زندگی ام اینگونه بی اهمیت شده اند ؟!
باورش برای خودم دشوار است که این منم !!! همان کسی که برای تک تک مسیر ها و برنامه های زندگی اش همه آن اهمیت و توجه ای که داشت را صرف میکرد ــــــــ
شبیه کسی بودم که حقیقتی را یافته و هر آنچه که داشته را ؛ در راه رسیدن به آن حقیقت از دست داده بود .
دلم میخواست دور بشم ، محو بشم یا گم بشم ...
همیشه در حال فرار بوده ام ، میپرسی فرار از چه چیزی ؟! از خودم از دردی که در من بود ولی دیده نمیشد ، مثل این بود که از سایه خودت فرار کنی ؛ مسخره و غم انگیزاست ...
به خودم که می نگرم خود را خالی از هرگونه احساسات آدمی میبینم و اما در عین بی حسی این عمیق حس کردن همه چیز مرا عذاب میدهد ...
دیگر در زندگی ام خبری از بخشی به نام ارتباطات نبود ، همه را ترک کرده بودم و آن ترک مانند آن بود که از تماشای فیلمی خسته شده باشم و ترجیحم این است که صحنه را ترک کنم ...
در نقطه ای از دنیای خودم ایستاده بودم که برای لحظه ای همه آن صداها و همهمه های جهان اطراف را نمی شنیدم و تنها صدای که به گوش می رسید صدای درونم بود ؛ حضوری غایب ...
انگار داشت طوفانی خاموش رخ می داد ؛ به راستی چرا همه آن تلاش ها ، همه آن دستاوردها ، همه آن درد و نگرانی ها و تنش و جنجال های زندگی ام اینگونه بی اهمیت شده اند ؟!
باورش برای خودم دشوار است که این منم !!! همان کسی که برای تک تک مسیر ها و برنامه های زندگی اش همه آن اهمیت و توجه ای که داشت را صرف میکرد ــــــــ
شبیه کسی بودم که حقیقتی را یافته و هر آنچه که داشته را ؛ در راه رسیدن به آن حقیقت از دست داده بود .
- ۱۲.۲k
- ۰۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط