{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Jeon Jungkook

Jeon Jungkook
prt:۷
همچنان سرش پایین بود و چیزی نمیگفت
موهای لَختش که همیشه باز میذاشتشون کاملا جلوی صورتش ریخته بود
سر دردش هر لحظه بیشتر میشد"
"سکوت دختر بیشتر پسر رو عصبی میکرد و باعث میشد بیشتر سر دخترکش داد بزنه:"
-خانم کیم سکوت شد جواب؟این از وعض الانتون اونم از وعض ورقتون شما بگین من باهاتون چیکار کنم؟هوم؟چیکار کنم که یاد بگیرین؟
"اشک تو چشمای دختر حلقه زد
سرش رو بالا اورد با چشمای اشکیش به جونگکوک نگاه کرد
اروم لب زد :"
+استاد اذیتم نکنید حالم خوب نیست...
"پسر چشماش رو از زمین گرفت با حرص گفت:"
-به به پس بلدی حرف...
"با دیدن چماش که مثل ابر میخواست بباره حرفش توی دهنش موند نگاهی به بچه ها کرد نگاهی به دختر بعد دست دختر رو گرفت باخودش کشوند بیرون در باز کرد دست دختر محکم گرفته بود ول نمی‌کرد به بیرون رفتن و به محیط باز رسیدن همونطور که دستش دختر رو گرفته بود به سمتش برگشت گفت:"
-ا.ت چی شده؟چرا گریه میکنی؟
"دختر بینیشو بالا کشید و لب زد:"
_هیچی ولم کن
"اشک هاش رو پاک کرد و ادامه داد:"
_فقط برو ...ادای نگران هارو در نیار
"دختر سیع داشت دستش رو از دست پسر بکشه که حلقه دست پسر محکم تر شد با صدای بلند گفت:"
-لجبازی نکن بگو چی شده
"دختر روبه روی پسر وایستاد و با لحن سرد لب زد :"
_سر من داد نزن ها فهمیدی؟
الان برات مهم شدم؟ اگه برات مهم بودم که دیشب ازم میپرسیدی چیشده
اومدی داخل اتاق حتی دیدی حالم بده ولی رفتی پایین خوابیدی
"پسر نگاه گیجی به دختر کرد دستش یکم شل شد که دختر سریع از فرصت استفاده کرد به سمت راه پله رفت که پسر سریع از پشت اومد دستش رو گرفت دوباره به سمت خودش کشید گفت:"
-هنوز حرفم تموم نشده که میری
-دیشب چت شده بود؟چرا حالت خوب نبود؟

ادامه دارد...

ویسگون شماهم ریده؟یا فقط برای من دوستم اینجوریی شده؟
هعیییییی من اروممممم

همکار:
ا.ت:https://wisgoon.com/victor66
جونگکوک:@ilioveli

🫧بوس به کلتون🫧
دیدگاه ها (۱۸)

(درخواستی)

(درخواستی)

(درخواستی)

Jeon Jungkookprt:۵ بابا اینجا که چیزی واسه خوردن پیدا نمیشه ...

(درخواستی)

I like this mistake.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط