(درخواستی)
Jeon Jungkook
prt:۸
"دختر کلافه دستی به موهاش کشید
سعی میکرد سر جونگکوک داد نزنه با عصبانیت لب زد:"
_ولم میکنی یا نه ..من حرفی با تو ندارم جئون
"دستش رو محکم از دست جونگکوک کشید بیرون و ادامه داد:"
_گمشو! از دیشب خیلی سعی کردم با رفتارات بهت چیزی نگم ...
"پشت به جونگکوک کرد و رفت پسر خنده ای از سر حرص کردن گفت:"
-این بچه فسقلی با من گفت گمشو؟ هع خیلی پرو شده
"پسر با پوزخند به راه رفتن دختر نگاه کرد خندش پررنگ تر شد گفت:"
-هعی پسر فک کنم بیبی کوچولوت باهات قهره پس باید از دلش در بیاری *ادا در میاره*
-من میدونم چیکارکنم تا دختر کوچولو باهام آشتی کنه
خیلی خونسرد ریلکس به داخل کلاس رفت با لبخند روبه بچه ها کرد گفت:
-کلاس تموم شد مرخصین
"بچه ها شروع کردن به جمع کردن کتاب هاشون...
نصفه کلاس رفته بودن پسر زودتر از دختر رفت بیرون دختر رو باحال خودش ول کرد"
"دختر شروع کرد به جمع کردن وسایلش
اروم اروم وسایلش رو داخل کیفش میذاشت
سر دردش خیلی داشت اذیتش میکرد کتابی که توی دستش بود و میخواست بزاره داخل کیفش رو روی میز پرت کرد
با دستش سرش رو گرفت و کمی مالید:"
_اخخ خیلی درد میکنه
"کمی داخل کیفش رو گشت تا شاید قرص داشته باشه ...اما نبود"
ادامه دارد...
بلخره وصل شدم گیلی گیلی گیلی
ببخشید ولی بخدا مشکل از این ... نفس بکش نفس عمیق دم بازدم هوففففف
من ویسگونو دوست دارم اون سر قلب منه🤣🤣
همکار:
ا.ت:https://wisgoon.com/victor66
جونگکوک:@iloveli
🫧بوس به کلتون🫧
prt:۸
"دختر کلافه دستی به موهاش کشید
سعی میکرد سر جونگکوک داد نزنه با عصبانیت لب زد:"
_ولم میکنی یا نه ..من حرفی با تو ندارم جئون
"دستش رو محکم از دست جونگکوک کشید بیرون و ادامه داد:"
_گمشو! از دیشب خیلی سعی کردم با رفتارات بهت چیزی نگم ...
"پشت به جونگکوک کرد و رفت پسر خنده ای از سر حرص کردن گفت:"
-این بچه فسقلی با من گفت گمشو؟ هع خیلی پرو شده
"پسر با پوزخند به راه رفتن دختر نگاه کرد خندش پررنگ تر شد گفت:"
-هعی پسر فک کنم بیبی کوچولوت باهات قهره پس باید از دلش در بیاری *ادا در میاره*
-من میدونم چیکارکنم تا دختر کوچولو باهام آشتی کنه
خیلی خونسرد ریلکس به داخل کلاس رفت با لبخند روبه بچه ها کرد گفت:
-کلاس تموم شد مرخصین
"بچه ها شروع کردن به جمع کردن کتاب هاشون...
نصفه کلاس رفته بودن پسر زودتر از دختر رفت بیرون دختر رو باحال خودش ول کرد"
"دختر شروع کرد به جمع کردن وسایلش
اروم اروم وسایلش رو داخل کیفش میذاشت
سر دردش خیلی داشت اذیتش میکرد کتابی که توی دستش بود و میخواست بزاره داخل کیفش رو روی میز پرت کرد
با دستش سرش رو گرفت و کمی مالید:"
_اخخ خیلی درد میکنه
"کمی داخل کیفش رو گشت تا شاید قرص داشته باشه ...اما نبود"
ادامه دارد...
بلخره وصل شدم گیلی گیلی گیلی
ببخشید ولی بخدا مشکل از این ... نفس بکش نفس عمیق دم بازدم هوففففف
من ویسگونو دوست دارم اون سر قلب منه🤣🤣
همکار:
ا.ت:https://wisgoon.com/victor66
جونگکوک:@iloveli
🫧بوس به کلتون🫧
- ۲.۰k
- ۱۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط