من ساز عشق را

‏من ساز عشق را
در کتاب بی پرده ی « تو » آموختم!
ای شرقی ترین مسافر صبح!
اگر آفتاب تویی همیشه
تاک نارس تو خواهم ماند!👑

#𝐒𝐞𝐭𝐚𝐫𝐞𝐡_𝐊𝐢𝐦𝐢𝐲𝐚
دیدگاه ها (۰)

چشمانے ڪه منتظرست ، دلے ڪه تنڪَ‌ست و خیالے آشوب چڪَونہ بہ سر...

•«أنت تستحقّين أن ينظر لكأحدهم متباهيًا وكأنّك كل إنتصاراته»...

چقدر شادی و شیرین‌کامی انسان را خوشرو و زیبا می‌کند عشق در د...

#رفیق موجود خوبی‌ست، آدم را دلگرم می‌کند به زیستن. می‌توان ب...

تو آفتابی در صبح ترین پاییزی که اواز نارنجی برگ هایشگونه ی ز...

🌱🍒پیکر تراش پیرم و با تیشه ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط