زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم

زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم🌸

زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم🌸
همه تغییر دمی بود و نمیدانستیم💚
حسرت رد شدن ثانیه های کوچک🌸
فرصت محترمی بود و نمی دانستیم💚
عمر ماجمله به سر رفت و 🌸
به قول سهراب🌸
آب در یک قدمی بود نمیدانستیم..💚

#گل_گلدار❀
#ܭُنج‌‌ِخیـاܠ♡
دیدگاه ها (۰)

گاهی آدم‌ها از شدتِ خستگی، دیگر حتی گریه هم نمی‌کنند. فقط می...

🌱 گاهی آینده یک انسان، از یک مهربانی کوچک شروع می‌شود.تصور ک...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

......پارت هفتم......

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت دومسه روز از آن اتفاق گذشته بود.ا/ت د...

یکی بود، یکی نبود...خانواده‌ای بود که زندگی‌شان بوی خدا می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط