{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و دوستم و جی افم رفته بودیم مراسم ترحیم

من و دوستم و جی افم رفته بودیم مراسم ترحیم
بعد مرض خنده گرفته بودیم
من اونو نگا میکردم اون اونیکیو بعد پاره می‌شدیم 💔
نمی‌فهمممممم
چراااااا
تو عمرم سر هیچ و پوچ نخندیده بودم که اونجا انقدر خندیدم
نتیجه گیری: وقتی نباید بخندی با ترک دیوارم خندت میگیره ☝️
دیدگاه ها (۱۴)

کمبود جامدادی...از قوطی ربع و ظرفای خالم رسیدم به ظرف‌ کرانی...

Danger of love Pt 7= کوک من....توضیح میدمم..... _چه توضیحی. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط