همه ی درد این بود

همه ی درد این بود...
که یا می خواستند آدم را بپوشانند و پنهان کنند، و یا تلاش می کردند
لباس را بر تن آدم جِر بدهند، و ما یاد گرفتیم که بگریزیم.
اما به کجا؟ مرز بین این دو کجا بود؟
کجا باید می‌ایستادیم که نه اسیر "منادیان اخلاق" باشیم
و نه پرپر شده ی دست "درندگان بی اخلاق"؟


#عباس_معروفی
#خاصترین
دیدگاه ها (۱)

در ساعت صفر عاشقیاین بار که آمدیدستانت راروی قلبم بگذارتا بف...

سعدی خودش میگه : "هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد" 🙂بعد میگه خ...

وسط دعوا و بحث تان ،به نبودنش فکر کنید و به روزهایی کهنیست ....

🔷 کربلای ۴ نامی دقیقاً به عظمت و مظلومیت عاشورا»♦️خیلی ها اص...

ماراتن کیش

یازدهم آذر؛ سالروز شهادت میرزا کوچک‌خان جنگلی است؛ مجاهدی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط