{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شیرین و فرهاد را افسانه می‌دانستم...و با خود میگفتم مگر

#شیرین و فرهاد را افسانه می‌دانستم...و با خود میگفتم مگر میشود این حجم دوست داشتن..مگر میشود آن همه وابستگی .. فکر میکردم نه روزگاری کسی دیده و نه قرار است کسی ببیند...اصلا باورم نمیشد تا تو را دیدم...آری هم میشود و هم دیگران میبینند..#مهران فرهادی📚
دیدگاه ها (۱)

#rpt but nice#خاص #جذاب #زیبا #قشنگ #بینظیر #هنری #شیک #CLIP...

اصالت

#آنقدر برقص.شادی کن..بخند که انگار تمام لذت های دنیا متعلق ب...

#خوزستان#شوشتر#مسجدسلیمان#در تاریکی شب ب شهر ک نگاه میکنم......

چهارم مرداد ۱۴۰۵.

چرخاندن كليد به قدري واضح بود كه تنها از دست همان پسر احمق و...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط