{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#part_23

#part_23
#آرتیست_منحرف
suga:هاهه آره
(هر دوتاشون کمی از مشروب های توی دستاشون نوشیدند)
jm:یعنی اگه بخوام میتونم پیشت تتو بزنم؟
suga:هوم؟(بالا انداختن ابرو)چرا که نه؟
jm:ولی من باید درمورد طرح تتو ها. فکر کنم
suga:ریسک کن
«یونگی لیوانش تا ته سر کشید...جیمین هم با قیافه کج کوله بهش خیره بود...»
jm:منظورت از ریسک کردن چیه؟
suga:امشب همراه من بیا طرح تو همونجا انتخاب کن
jm:چی الان؟امشب؟
suga:آره چطور مگه؟
jm:هاهه فک نکنم کسی باشه این موقع ها تتو بزنه
jm:منظورم منم از ریسک همین بود...
jm:...
«سکوتی بین آن دو فرد قرار گرفته بود...مین یونگی تتو آرتیستی که همین الان خودش به یک فرد غریب معرفی کردهِ...کنار پارک جیمین وایساده است...موهای مشکی بلند توی پیشونیش ریخته و ژولیده بودند...استایل دارکش زیادی خوب بود نه!...یا شایدم از نظر جیمین اینطور هست...لبای کوچیکش...چشمایی تقریبا خمار...آره تقریبا هر دو خمار بودند اما...نه آنقدر که مست باشند نتوند روی پاهایشان وایسند...و...»
پایان پارت ۲۳
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
دیدگاه ها (۰)

#part_22#آرتیست_منحرف«با دیدن فرد کنارش که...مین یونگی بود.....

#part_21#آرتیست_منحرف«سمت باربیکیو بار رفت...در همان عین نشس...

#part_19#آرتیست_منحرف«یه فرد مو‌ مشکی...چشمای خمار...دوتا گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط