ثلام ملت
ثلام ملت
اومدم خوابای سسشعرمو تعریف کنم
اولیش ی خوابی بود که داخلش تو ی افق کوروش بودم که بجز در خروجی فروشگاهه میرفتی پشتش میرسیدی به حیاط مامانبزرگم
بعد داخلش با شخصیت های کیریپی پاستا قایم موشک بازی کردم🌚
تازه همکلاسی هامم بودن
به اضافه میتسوری و چند تا شخصیت شیطان کش
بابا اصلا خا مادر منطق
دومیش
ی خوابی بود که تو مایه های اکشن انیمیشنی بود سبکشم مثل امفیبیا بود
بعد جای حساسش که مهم ترین جا بود تا کل سرنوشت رو مشخص کنه
مامانم بیدارم کرد...
ی خوابی هن دیده بودم فیلم اخرلزمانی زامبیا بود و من تموم اونو خواب دیدما ولی ۵ ثانیه بعد از اینکه بیدار شدم یادم رفت☕🥀
سومیش
خواب دیدم کلاس چهارمم رو ی تپه کوهه که رو هواس🥀
بعد وسطش فرش ایرانی پهن بود😍💔
اونورش اشپز خونه بود اخرشم دستشویی و حموم🥀
همکلاسیامم دمپای پاشون بود حتی خودم_
ی دوقلوی صورتی و آبی بودن که داشتن دور کلاس میچرخیدن خوردن به من من رفتم بیرون از کلاس بالا رو نگاه کردم ذذی جونگکوک سوار ی تک شاخ بود داشت چرخ میزد
ی جادوگردی از شاخه ی درخت اویزون بود اومد منو تبدیل کرد به اوسیه چاچامارو
بعد ی مدت گذشت من برگشتم تو بدن خودم
بقیشو هم یادم نی
ی خواب دیگه ای هم دیده بودم با ی غریبه که حتی صورت هم نداشت داشتیم وسط دریا پارو میزدیم مسیرمونو هم گم کرده بودیم
دقیقا نمیدونم تو کدوم جهنم دره ای بودما ولی ی احساس کامل بهم میگفت تو کره شمالیم
بعد رسیدیم ی جزیره
ی جزیزه بعد بیهوش شدیم ی زن بدون چهره نجاتمون داد رفتیم بیرون دیدیم زمین اون جزیره هه از یخه_
اینم کامل یادم نی
به فکر خودم این ی رویای شفاف بود چون شب قبلش ی فرکانس که اسمش فرکانس رویا شفاف بود گوش دادمو جوگیر شدم🥀
اومدم خوابای سسشعرمو تعریف کنم
اولیش ی خوابی بود که داخلش تو ی افق کوروش بودم که بجز در خروجی فروشگاهه میرفتی پشتش میرسیدی به حیاط مامانبزرگم
بعد داخلش با شخصیت های کیریپی پاستا قایم موشک بازی کردم🌚
تازه همکلاسی هامم بودن
به اضافه میتسوری و چند تا شخصیت شیطان کش
بابا اصلا خا مادر منطق
دومیش
ی خوابی بود که تو مایه های اکشن انیمیشنی بود سبکشم مثل امفیبیا بود
بعد جای حساسش که مهم ترین جا بود تا کل سرنوشت رو مشخص کنه
مامانم بیدارم کرد...
ی خوابی هن دیده بودم فیلم اخرلزمانی زامبیا بود و من تموم اونو خواب دیدما ولی ۵ ثانیه بعد از اینکه بیدار شدم یادم رفت☕🥀
سومیش
خواب دیدم کلاس چهارمم رو ی تپه کوهه که رو هواس🥀
بعد وسطش فرش ایرانی پهن بود😍💔
اونورش اشپز خونه بود اخرشم دستشویی و حموم🥀
همکلاسیامم دمپای پاشون بود حتی خودم_
ی دوقلوی صورتی و آبی بودن که داشتن دور کلاس میچرخیدن خوردن به من من رفتم بیرون از کلاس بالا رو نگاه کردم ذذی جونگکوک سوار ی تک شاخ بود داشت چرخ میزد
ی جادوگردی از شاخه ی درخت اویزون بود اومد منو تبدیل کرد به اوسیه چاچامارو
بعد ی مدت گذشت من برگشتم تو بدن خودم
بقیشو هم یادم نی
ی خواب دیگه ای هم دیده بودم با ی غریبه که حتی صورت هم نداشت داشتیم وسط دریا پارو میزدیم مسیرمونو هم گم کرده بودیم
دقیقا نمیدونم تو کدوم جهنم دره ای بودما ولی ی احساس کامل بهم میگفت تو کره شمالیم
بعد رسیدیم ی جزیره
ی جزیزه بعد بیهوش شدیم ی زن بدون چهره نجاتمون داد رفتیم بیرون دیدیم زمین اون جزیره هه از یخه_
اینم کامل یادم نی
به فکر خودم این ی رویای شفاف بود چون شب قبلش ی فرکانس که اسمش فرکانس رویا شفاف بود گوش دادمو جوگیر شدم🥀
- ۱.۴k
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط