{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن بی دل

این من که خدا دادت با تو گناه افتاد
در جاده تاریکی این عشق تباه افتاد

من سوختم و دیدی با لحن نفس گیری
لب باز نکردم من از زهر پس از شیری

با گریه نبخشیدم با خنده نجاتم ده
از کینه نمی‌میرم با صبر وفاتم ده

من دست کشیدم از آن مرد نجیب انگار
از آنکه خیانت را با عشق گرفت انگار

من خسته شدم از من از آه پر از تردید
از زخم زن بیدل از خنجری که خندید

لبخند تو مرگم شد در خواب خودم دیدم
در خواب مرا کشتی در بیداری سنجیدم

آتش زدی و رفتی در متن دلم تابوت
مردی که نمی‌میرد آموخته ست طاغوت

من مثل خودت حالا با چهره دیگرها
هر شب وسط جمعی در حلقه سیگارها

لبخند به هر چهره از زهر تو سرزیر است
من شوم‌ترین مردم چون مادرم ابلیس است

تو ساختی ام بانو یک نسخه مسمومم
از بوسه به هر لب چون به شکل تو معلومم

محمد خوش بین
دیدگاه ها (۱)

اسرار

وارث مرگ

آیه بی تکلیف

وهمی به نام تو

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. چند دقیقه‌ای دی...

تکاپو پارت 82:یعنی چی! 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صدای آخرین خودروی پلیس هم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط