پارت هفت میان رنج ها
پارت هفت میان رنج ها
اگر حساسید نخونید😑
-چی شده
+من... من میترسم😭
-از چی؟
+از همه چی😭
-ای بابا درست میشه...
یه سوال
+ها؟
-بچمونو دوس داری؟
+چی ما اصلا بچه نداریم🤨
-ولی امشب درست میکنم😈
+چی نه نه خواهش میکنم من حالم خوب نیس😭
-من درستش میکنم😈
+😭😭😭😭نهههه
جلوی دهنشو گرفت و با دستمال اول رمان دوباره بی هوشش کرد...
موقعی که بیدار شد در حال شدن بود کوک خیلی سریع بود ا/ت دردش میومد
+هوووی اروم
کوک با اخم بهش نگاه کرد و سریعش کرد
دیگه نفسش بالا نمیومد عرق میریخت و ناله میکرد و قلبش تند تند می زد
+اییییییی اه اه...اخخخخخخ اه اه اه😖🥵
کوک صورتش رو گرفت و دهنشو باز کرد و ابشو ریخت توش روی تمام صورتش پاچید کوک کارو متوقف کرد دور لباشو لیس میزد ا/ت ناله های ریز میکرد
+دیگه نمی تونم...اه اه بسه اه اه🥵
-نوچ نوچ خانوم خانوما هنوز ادامه داره این اولش بود😈😈
+نهههه
دوباره گذاشت توش و و محکم تلنبه زد این بار از ا/ت اومد با لذت لیس میزد و می میخورد
+واااای بسه...دیگه نمی کشم
من ولت نمی کنم😈
این موضوع تا ۶ساعت ادامه پیدا کرد...
🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪
اگر حساسید نخونید😑
-چی شده
+من... من میترسم😭
-از چی؟
+از همه چی😭
-ای بابا درست میشه...
یه سوال
+ها؟
-بچمونو دوس داری؟
+چی ما اصلا بچه نداریم🤨
-ولی امشب درست میکنم😈
+چی نه نه خواهش میکنم من حالم خوب نیس😭
-من درستش میکنم😈
+😭😭😭😭نهههه
جلوی دهنشو گرفت و با دستمال اول رمان دوباره بی هوشش کرد...
موقعی که بیدار شد در حال شدن بود کوک خیلی سریع بود ا/ت دردش میومد
+هوووی اروم
کوک با اخم بهش نگاه کرد و سریعش کرد
دیگه نفسش بالا نمیومد عرق میریخت و ناله میکرد و قلبش تند تند می زد
+اییییییی اه اه...اخخخخخخ اه اه اه😖🥵
کوک صورتش رو گرفت و دهنشو باز کرد و ابشو ریخت توش روی تمام صورتش پاچید کوک کارو متوقف کرد دور لباشو لیس میزد ا/ت ناله های ریز میکرد
+دیگه نمی تونم...اه اه بسه اه اه🥵
-نوچ نوچ خانوم خانوما هنوز ادامه داره این اولش بود😈😈
+نهههه
دوباره گذاشت توش و و محکم تلنبه زد این بار از ا/ت اومد با لذت لیس میزد و می میخورد
+واااای بسه...دیگه نمی کشم
من ولت نمی کنم😈
این موضوع تا ۶ساعت ادامه پیدا کرد...
🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪🟪
- ۴۸۷
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط