{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته و دربه در شهر غمم

خسته و دربه در شهر غمم

شبم از هرچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

چی میشد اون دستای کوچیکو گرم

رو سرم دسته نوازش میکشید

بستر تنهایو سرد منو

بوسه گرمی به اتش میکشید

چی میشد تو خونه ی کوچیک من

غنچه های گل غم وا نمیشد

چی میشد هیچکسی تنها نمیزاشت

جز خدا هیچ کسی تنها نمیشد

من هنوز دربه در شهر غمم

شبم از هرچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

من هنوز دربه در شهر غمم

شبم از هرچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست
دیدگاه ها (۱۲)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁹نتونست ادامه بده،چشم‌هاشو بست و گوشه ...

سناریو قفل ابیموضوع:اگه دعوامون بشه و جلوی اونا کم بیاریم ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط