{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش ،

کاش ،
گلدان پشت پنجره‌ات بودم ...

هی زرد می‌شدم ؛
هی غصه‌ام را می‌خوردی
دیدگاه ها (۳)

من نصفِ حرفایی که میخواستم بهش بگم رو یادم می رفت...آخه صداش...

‌از ی‍‌ج‍‌ای‍‌ی بہ ب‍‌ع‍‌د ف‍‌از ص‍‌ب‍‌ر ک‍‌ردن ت‍‌م‍‌وم م‍‌...

پناه بی‌کسی مادر......

🌷:گفته بودی که چراخوب به پایان نرسید؟راستش زور من خسته به طو...

پشت دلبا زترین پنجره تنگ

باید بروم.دلتنگ که شدی،گلدان کوچک پشت پنجره را ببوس!من؛ یک ر...

☆سناریو ☆موضوع : وقتی عضو هشتمی و شیرموز های جونگکوک و خوردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط