خاکستری میبینم۱
گفتم آزادم اینه افتخار
معنای انتخاب
هستش تو نگام
اما منو میبینن
انکارم محاله
پس
اجبارن به بیراهه؛
قلاده ندارم جز کف دستم؛ حصار نی دورمُ من رو حصارم
چارچوبام دارم دیوار ندارم
بی بار بی بند تو مسیراسیرم
ولی بی بند و بار نه،این برچسب نگیرم.
.
برهه ی جنگ تحمیلی هستیم لازمه به دلایلی کپشن اضاف کنم نکتهای واضح ولی برای برخی مبهم رو؛ اولویت موجودیتی ایجاب میکنه یکصدایی توی فریادِ مرگ بر استکبار جهانی / مرگ بر صهیونیست جهانی ؛ مصمم در عملیاتی شدنش یعنی چه منی که میدونم تو داری ضربه میزنی به داخل و میتونم دست وپاتو قلم کنم به قلمم ولی نوک قلم رو از همه لحاظ میگیرم سمت اون تهدید، چونکه موجودیت نهضت در خطره و چه تویی که "بدلیل خواهش و مرض نفست" ولی به اسم امنیت یا وطن یا دفاع از سلطنت یا دفاع از روحانیت درگیر توهم و خوشخیالی علیه منی. هر دو جلوی خودمون رو بگیریم؛
وقت تو شاید کاربردی نداره خب توی دست و پایی بی خاصیت یا بی بخاری ولی حق نداری توی دست و پام باشی؛ چارچوب های اخلاقی_حقوقی_قانونیــــم رو دارم، چیزی زیر پا نذاشتم الا تکبر خودم و بقیه ؛ قانونی زیر پا نذاشتم و برام سئوال شهروند نمیدونه خب اوکی، تو که مرد قانونی چته؟ چه مرگته؟ نه زیر پا نذاشتم قوانین رو پس چیزی به قلابت نمیاد اینجا ماهیش مارماهیه برو؛ برو بدرد بخور من اصلا ماهی نیستم ، ماهم توی شبُ سنگینم برای دوشت که بخوای بکنی ستاره؛
ادامه بده تا خودم خلاصه ت کنم.
رو خط انسان ۲۵۰ساله
به قدم م.چمران.
معنای انتخاب
هستش تو نگام
اما منو میبینن
انکارم محاله
پس
اجبارن به بیراهه؛
قلاده ندارم جز کف دستم؛ حصار نی دورمُ من رو حصارم
چارچوبام دارم دیوار ندارم
بی بار بی بند تو مسیراسیرم
ولی بی بند و بار نه،این برچسب نگیرم.
.
برهه ی جنگ تحمیلی هستیم لازمه به دلایلی کپشن اضاف کنم نکتهای واضح ولی برای برخی مبهم رو؛ اولویت موجودیتی ایجاب میکنه یکصدایی توی فریادِ مرگ بر استکبار جهانی / مرگ بر صهیونیست جهانی ؛ مصمم در عملیاتی شدنش یعنی چه منی که میدونم تو داری ضربه میزنی به داخل و میتونم دست وپاتو قلم کنم به قلمم ولی نوک قلم رو از همه لحاظ میگیرم سمت اون تهدید، چونکه موجودیت نهضت در خطره و چه تویی که "بدلیل خواهش و مرض نفست" ولی به اسم امنیت یا وطن یا دفاع از سلطنت یا دفاع از روحانیت درگیر توهم و خوشخیالی علیه منی. هر دو جلوی خودمون رو بگیریم؛
وقت تو شاید کاربردی نداره خب توی دست و پایی بی خاصیت یا بی بخاری ولی حق نداری توی دست و پام باشی؛ چارچوب های اخلاقی_حقوقی_قانونیــــم رو دارم، چیزی زیر پا نذاشتم الا تکبر خودم و بقیه ؛ قانونی زیر پا نذاشتم و برام سئوال شهروند نمیدونه خب اوکی، تو که مرد قانونی چته؟ چه مرگته؟ نه زیر پا نذاشتم قوانین رو پس چیزی به قلابت نمیاد اینجا ماهیش مارماهیه برو؛ برو بدرد بخور من اصلا ماهی نیستم ، ماهم توی شبُ سنگینم برای دوشت که بخوای بکنی ستاره؛
ادامه بده تا خودم خلاصه ت کنم.
رو خط انسان ۲۵۰ساله
به قدم م.چمران.
- ۲۷.۲k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط