{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شعر در مورد یه آقاییِ که

این شعر در مورد یه آقاییِ که
بعد سالها معشوقشو توی خیابون میبینه سوارش میکنه؛

و ماجرا از اینجا شروع میشه که فکر میکنه معشوقه اش اونو نشناخته...
دیدگاه ها (۱۵۲)

هرروز صبح که از خواب بیدار میشم. خودم رو جلوی آینه میبینم که...

القليل منك كالكثير من كل شيء… کمی از تو مانند بسیاری از همه ...

🔶️مسئولِ آمریکایی با صدای ت‌یر، جلسه رو ترک میکنه،🔶️مسئولِ ا...

توی تلگرام اگه از یه حدی بیشتر گریه کنین، جیگرش کباب میشه و ...

اصننن اقااا برگام... اون اسکورت امنیتی که همیشه واسه اعضا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط