{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

THE RETURN OF X

خب جیگرا از اونجایی که شماره ۲ بیشترین رأی رو اورد فیک سوم رو شروع میکنیم🧸🍒

꧁مقدمه꧂

+ خواهش میکنم بس کن!..

مچ دستم رو توی مشتش گرفت و محکم کشید طرف خودش.

چنان فشار می‌داد که حس کردم استخونم داره له میشه. بعد… توی چشمام زل زد.... با همون اخمِ غلیظش..

_ از جات تکون نمی‌خوری تا من بیام!

سرم خودبه‌خود افتاد پایین. بغضم رو زورکی قورت دادم.

صدای خودم هم لرزیده بود:

_ فهمیدی یا نه؟ (داد)

+ ف… ف… فهمیدم…

همین که دستش رو باز کرد، حس کردم نفس کشیدن دوباره ممکنه.

دور شد و در رو پشت سرش با قدرت کوبید.

من همون لحظه اشکام رو پاک کردم، ولی دیر شده بود.

یواشکی از ته دلم ریخته بود بیرون…

بدون فکر رفتم سمت در.

هرچقدر دستگیره رو کشیدم، تکون نخورد.

قفل کرده بود.

با داد کوبیدم به در:

+ کمک!... کسی این اطراف هست؟!
جواب نیومد…

فقط در یهو باز شد.

با استرس رفتم عقب که وقتی دیدم کیه.... نفسمو راحت دادم بیرون..

نظافتچی همون‌جا بود... با کلید زاپاس توی دستش..

با اخم گفت:

∆ چه خبره خانوم! هتل رو گذاشتین رو سرتون!

+ م… م… معذرت می‌خوام!
و بی‌معطلی کیفمو برداشتم.

بدون نگاه کردن به پشت سرم، دویدم سمت خروج....)

شرایط برای شروع:
Like: 10
Coment: 12

#وانشات #بی_تی_اس #چندپارتی #تکپارتی #درخواستی #فیکشن
دیدگاه ها (۱۴)

بازگشت اکس_پارت اول

پارت ۱ (درخواستی)

پارت 21 (end)

پارت 20

(اسم:پرش از روی زمان،پارت2) _: دیروقت بود رفتم و ساعت لیا ر...

ᑭ7🦊🦊🦊بیو مارسل فلش بک به 3روز بعد :الان تغریبا 3روز میشه ندی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط