Part ⁹
Part ⁹
+خیلی ذوق میکردم بهم میگفت عزیزم آخه منم روش کراش بودم.
+عا... میگم... الا تو منو دوس داری؟؟(خجالت)
_مگه میشه عاشق تو نشد ها؟؟؟ معلومه که عاشقتم. خب... ات افتخار اینو میدی که دوست دختر من بشی و درآینده همسر بچه هام باشی؟؟
+ارهههه جیغغغغ
_یاخدا آروم عزیزم(خنده) و بغلش کردم و لبام رو روی لباش گذاشتم و انداختمش رو تخت و به بوسمون ادامه دادیم که بعد ۳ مین نفس کم آوردیم ک از هم جدا شدیم.
+اایییییی جونگکوک لبام رو کبود کردی
_عاحح لبات مزه عسل میده(اسممممم عررر)
+خجالت کشیدم که جونگکوک خندید و گردنم رو بوسید و لباسش رو دراورد
+جونگکوک داری چیکار میکنی؟؟؟؟؟
_ شبا بدون لباس میخوابم بیب
+ اوو اهاااا
_ ای منحرف (خنده) میخوای کاری کنیم؟(لبخند شیطانی و خنده)
+خیلی ذوق میکردم بهم میگفت عزیزم آخه منم روش کراش بودم.
+عا... میگم... الا تو منو دوس داری؟؟(خجالت)
_مگه میشه عاشق تو نشد ها؟؟؟ معلومه که عاشقتم. خب... ات افتخار اینو میدی که دوست دختر من بشی و درآینده همسر بچه هام باشی؟؟
+ارهههه جیغغغغ
_یاخدا آروم عزیزم(خنده) و بغلش کردم و لبام رو روی لباش گذاشتم و انداختمش رو تخت و به بوسمون ادامه دادیم که بعد ۳ مین نفس کم آوردیم ک از هم جدا شدیم.
+اایییییی جونگکوک لبام رو کبود کردی
_عاحح لبات مزه عسل میده(اسممممم عررر)
+خجالت کشیدم که جونگکوک خندید و گردنم رو بوسید و لباسش رو دراورد
+جونگکوک داری چیکار میکنی؟؟؟؟؟
_ شبا بدون لباس میخوابم بیب
+ اوو اهاااا
_ ای منحرف (خنده) میخوای کاری کنیم؟(لبخند شیطانی و خنده)
- ۳۰۳
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط