{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در چشمانش غمی بی پایان داشت..

در چشمانش غمی بی پایان داشت..
قلبش کمی ، فقط کمی میسوخت
لبانش دلتنگی را فریاد میزد..
و او ، فقط کمی خسته بود..



































































































_کافه تهکوک #TK













































































































































the memories of with you
دیدگاه ها (۶)

...._کافه تهکوک #TK the memories of with you

ته : کی بهت گفت تو یه پروانه ای؟!کوک : یکی یه بار باهام بحث ...

+من برگشتم!-زود اومدی...؟منتظرت بودم...+چرا؟-میخواستم بیای ت...

『جوایز انیمه بهار ۲۰۲۶』🌸 همه برندگان🌸- انیمه فصل: Re:ZERO فص...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:63(2009،نیویورک) از میان شعله های داغ آتش فریاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط