{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+من برگشتم!

+من برگشتم!
-زود اومدی...؟منتظرت بودم...
+چرا؟
-میخواستم بیای تا عطر نعنای تنتو نفس بکشم
+هوووم! من زود اومدم چون میخواستم انگشت های کشیده ات رو توی خودم و گرمای لبات رو روی تنم حس کنم...

_اسلحه









































































































_کافه تهکوک #TK















































































































the memories of with you
دیدگاه ها (۷)

ته : کی بهت گفت تو یه پروانه ای؟!کوک : یکی یه بار باهام بحث ...

در چشمانش غمی بی پایان داشت.. قلبش کمی ، فقط کمی میسوخت لبان...

ته : با ارامشم چیکار کردی نعناع؟ _کافه تهکوک #TK the memori...

عادت کرده بودم... به اینکه نگاهم کنی به اینکه لمسم کنی، به ا...

«فصل۲ The magic of lov »part ۸۴ یه جورایی ناپدید شدنم تو او...

Love in the dark⑤⑨ا/ت: اما چی؟ منشی: خانم شما واقعا همسرشی؟ ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۸۸هول گفتم اره اره این آشفته گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط