{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا چشمی ست خون افشان ز دست آن کمان ابرو...

مرا چشمی ست خون افشان ز دست آن کمان ابرو...






#رفت#دیالوگ_کده#رویا
دیدگاه ها (۱)

و مادر آن پناهگاه همیشگی

راستش..

حال مجنون را

مامان من تموم سعیم کردم:)

مرا چشمیست خون‌افشان ز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دی...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط